
جلسه ۷۵۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 23/6/1433
جلسه ۷۵۶
1وفیه فصول:
الفصل التاسع: فی المثل
أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وصلَّی الله عَلَی سیدنا و نبینا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
وعلی آله الطّیبین الطّاهرین
و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
راجع به مطالبی كه خدمت رفقا و دوستان عرض میشود، عادت ما بر این است كه مسائل كاملًا جا بیافتد و به صِرف بیان یك سری مطالب نباشد؛ چطور اینكه در بعضی از صحبتها و نوشتجات عادت بر این است كه فقط مطالبی گفته شود و راجع به تحقّق عینی آن، صحبت و مطلبی مطرح نشود. لذا ممكن است در صحبتها مطلب تكرار شود ولی این تكرار، تكرار لازم و ضروری است.
بهطوركلی در مسائلی كه جنبه انس و الفت ذهنی در طرح و شكلگیری آن دخالت دارد، چنین مشكلی هست كه آن قضیه تا بخواهد شكل خود را تغییر دهد، نیاز به ممارست مستمر و شاید استمرار زمانی دارد اما مطالبی كه در ذهن بهواسطه فضای فرهنگی یا نحوه برداشت از طیف خاصِ از نوشتجات ایجاد شده است آن فضا بخواهد تغییر پیدا كند اینچنین نیست.
در مسأله قضاء و قدر همچنین مشكلی وجود دارد و چهبسا ممكن است در بعضی از روایات هم به تأیید این قضیه مطالبی آمده باشد كه آنها را عرض خواهیم كرد. این نكته هست كه برداشت ما از [مسأله] قضاء و قدر، برداشت اشتباه و خطایی است و آنچه را كه گفته شده و میشود به این كیفیت نیست.
بنده در جلسهای با مرحوم آقا رضوان الله علیه در طهران بودم و افرادی از سرشناسهای ائمه جماعات و بعضی از مسئولان مؤسسات فرهنگی آنجا بودند ـ و به حساب خودشان خیلی بیا و برو داشتند ـ من احساس كردم اطلاعات اینها در قضیه شب قدر اطلاعات بسیط است، یعنی آنقدر مسأله مسأله مشتبه و مشبّهی بوده كه با این همه مطالب، هنوز این مسأله را نتوانستهاند هضم كنند و دریابند.
یكی از مطالبی كه مربوط به قضیه قضاء و قدر میشود لیالی قدر است. آنچه كه در آیات قرآن و لسان رسول الله و ائمه به این مسأله دلالت دارد كه قضیه لیلة القدر و آدابی كه برای آن ذكر شده كه شب نوزدهم یا بیست و یكم یا بیست و سوم ماه مبارك رمضان است. اما در بعضی از احادیث شب قدر به شب بیست و سوم بیشتر تمایل دارد،1 در قبالش ما میبینیم كه امام حسن علیهالسلام در صبح روز شهادت امیرالمؤمنین كه روز بیست و یكم بوده، وقتی برای مردم صحبت میكردند، فرمودند كه: دیشب شبی بود كه شب قدر بود و توضیحاتی كه حضرت میفرمایند. در اینگونه مسائل، شكلگیری مسألهای در ذهن هست كه آن را برای انسان مشتبه میكند كه قضیه شب قدر به چه نحو است؛ در نهایت وقتی صحبت میخواهد به نتیجه برسد، به عنوان مقدّمیت ذكر میشود كه: شب نوزدهم و بیست و یكم جنبه مقدِّمی دارد و شب بیست و سوم جنبه تأصّل و حقیقی دارد؛ با این كیفیت جمع بین مسأله میشود و مطلب فیصله پیدا میكند. درحالیكه اینطور نیست! چه اشكالی دارد كه ائمه از اول بگویند شب نوزدهم و بیست و یكم جنبه مقدِّمی دارد و خودتان را برای شب بیست و سوم آماده كنید.
- الکافى، ج ٤، ص ١٥٩:
قال: أبوعبدالله (عليه السلام): التقدير فى ليلة تسع عشرة والابرام فى ليلة إحدى وعشرين والامضاء فى ليلة ثلاث و عشرين.
- الکافى، ج ٤، ص ١٥٩:
