اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد برداشت‌های رایج و سطحی از مسئله قضا و قدر و شب‌های قدر می‌پردازند. ایشان با رد نگاه «مقدماتی» به شب‌های نوزدهم و بیست‌ و یکم، تأکید می‌کنند که هر سه شب، حقیقتِ شب قدر هستند و این تعدد شب‌ها، ناشی از تنازل مشیت الهی از مراتب کلی به عالم تعینات در طی شش مرحله یا شش دور است. در ادامه، ایشان با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، کیفیت تصرف ولایی اولیای الهی در عالم ماده را تبیین کرده و توضیح می‌دهند که چگونه اراده ولیّ خدا، بدون نقض قانون علیت، از مراتب عالیه بر عالم شهادت تأثیر می‌گذارد. در نهایت، با تبیین حقیقت واحد ولایت، این نکته روشن می‌شود که تعدد زمان‌ها و اعمال در شب‌های قدر، به معنای تعدد حقیقتِ تقدیر نیست، بلکه نشان‌دهنده استمرار یک حقیقت واحد در بستر زمان است.

حقیقت قضا و قدر در شب‌های قدر

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد برداشت‌های رایج و سطحی از مسئله قضا و قدر و شب‌های قدر می‌پردازند. ایشان با رد نگاه «مقدماتی» به شب‌های نوزدهم و بیست‌ و یکم، تأکید می‌کنند که هر سه شب، حقیقتِ شب قدر هستند و این تعدد شب‌ها، ناشی از تنازل مشیت الهی از مراتب کلی به عالم تعینات در طی شش مرحله یا شش دور است. در ادامه، ایشان با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، کیفیت تصرف ولایی اولیای الهی در عالم ماده را تبیین کرده و توضیح می‌دهند که چگونه اراده ولیّ خدا، بدون نقض قانون علیت، از مراتب عالیه بر عالم شهادت تأثیر می‌گذارد. در نهایت، با تبیین حقیقت واحد ولایت، این نکته روشن می‌شود که تعدد زمان‌ها و اعمال در شب‌های قدر، به معنای تعدد حقیقتِ تقدیر نیست، بلکه نشان‌دهنده استمرار یک حقیقت واحد در بستر زمان است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت قضا و قدر در شب‌های قدر

14
  • پس اگر على بگوید: سه ضرب در چهار، مساوى است با اثنی‌عشر، و اگر من هم بگویم، سه ضرب در چهار مساوى است با اثنی‌عشر، هردو یکى است، تفاوتى ندارد. نه‌اینکه دلالت بر این کند که ما با حضرت مساوى هستیم، نه نه نه نه! ظهور در هردو یکى است اما منبع و منشأ و ظرفیت مختلف است. بارها عرض کردم آبى که در رودخانه است از نظر کیفیت و خواص عین آبى است که در دریاست، همان آب در دریا مى‌آید وارد انهار مى‌شود، آبى که در انهار هست واحد است، مختلف نیست، نشئت گرفته از دریاست؛ منتها ظرفیت و سعۀ رودخانه این مقدار است و سعۀ بحار این مقدار است. این مربوط به امام است. بله، سعۀ وجودى امام در مراتب علم، لا یتناهى است و همان سعۀ وجودى در نفس ولىّ، در آن محدودۀ نیاز خارجى که باید تحقق پیدا کند با آن سعه یکى خواهد بود. به ریشه کارى نداریم، آن ریشه هرچه هست، آن مربوط به هر نفس است. سعۀ وجودى پیغمبر از امیرالمؤمنین بیشتر است؛ پس معلوم است امیرالمؤمنین نباید امام باشد! چون سعۀ وجودى پیغمبر بیشتر است. سعۀ وجودى امیرالمؤمنین بیشتر بود یا بقۀ‌ ائمه؟! طبق نصّ روایات مگر نداریم که سعۀ وجودى امیرالمؤمنین بیشتر بود؟! پس بقیۀ ائمه نباید امام باشند چون کمتر هستند!! این ارتباط ندارد.

  • این سعۀ وجودى با آن قضیۀ احاطۀ علمى و احاطۀ قدرت بر عالم وجود، دوتاست. آن سعۀ وجودى به عوالم خودشان برمى‌گردد؛ سیر در اسماء کلیه و ذات خود آنها. آنچه مربوط به عالم وجود است، از نقطه‌نظر اطلاع و اشراف تفاوتى ندارد. اگر الآن از امیرالمؤمنین بپرسند در فلک چهارم، در فلان سیاره چه مى‌گذرد؟! حضرت یک مطلبى را مى‌فرماید. همان را اگر فرض کنید از مرحوم حداد مى‌پرسیدند، عین همان را مى‌فرمودند. بدون یک سر سوزن کم‌وزیاد. همان را اگر از مرحوم آقا مى‌پرسیدند همان را مى‌فرمودند.

/ 260