
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
تبیین جایگاه شبهای نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد برداشتهای رایج و سطحی از مسئله قضا و قدر و شبهای قدر میپردازند. ایشان با رد نگاه «مقدماتی» به شبهای نوزدهم و بیست و یکم، تأکید میکنند که هر سه شب، حقیقتِ شب قدر هستند و این تعدد شبها، ناشی از تنازل مشیت الهی از مراتب کلی به عالم تعینات در طی شش مرحله یا شش دور است. در ادامه، ایشان با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، کیفیت تصرف ولایی اولیای الهی در عالم ماده را تبیین کرده و توضیح میدهند که چگونه اراده ولیّ خدا، بدون نقض قانون علیت، از مراتب عالیه بر عالم شهادت تأثیر میگذارد. در نهایت، با تبیین حقیقت واحد ولایت، این نکته روشن میشود که تعدد زمانها و اعمال در شبهای قدر، به معنای تعدد حقیقتِ تقدیر نیست، بلکه نشاندهنده استمرار یک حقیقت واحد در بستر زمان است.
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد برداشتهای رایج و سطحی از مسئله قضا و قدر و شبهای قدر میپردازند. ایشان با رد نگاه «مقدماتی» به شبهای نوزدهم و بیست و یکم، تأکید میکنند که هر سه شب، حقیقتِ شب قدر هستند و این تعدد شبها، ناشی از تنازل مشیت الهی از مراتب کلی به عالم تعینات در طی شش مرحله یا شش دور است. در ادامه، ایشان با استناد به مبانی عرفانی و فلسفی، کیفیت تصرف ولایی اولیای الهی در عالم ماده را تبیین کرده و توضیح میدهند که چگونه اراده ولیّ خدا، بدون نقض قانون علیت، از مراتب عالیه بر عالم شهادت تأثیر میگذارد. در نهایت، با تبیین حقیقت واحد ولایت، این نکته روشن میشود که تعدد زمانها و اعمال در شبهای قدر، به معنای تعدد حقیقتِ تقدیر نیست، بلکه نشاندهنده استمرار یک حقیقت واحد در بستر زمان است.
حقیقت قضا و قدر در شبهای قدر
10مسئلۀ تصرف ولىّ الهى؛ مسئلۀ اعمال حقیقت واحدیت
وقتى که بزرگان براى ما توضیح مىدادند این نحوه نبوده است. مسئلۀ اعجاز امام موسى بن جعفر از آن قبیل است. وقتى یک ولىّ الهى تصرف مىکند، مسئلۀ تصرف ولىّ الهى مسئلۀ اعمال حقیقت واحدیت است، نه دخل و تصرفات خارجى و مادى به همین کیفیتى که ما انجام مىدهیم؛ یعنى همانطورىکه آن حقیقت واحدیت و ارادۀ واحد در اسامى کلى آمد؛ اسم کلى علم، اسم کلى قدرت، علیم، قدیر و حىّ نفوذ کرد و آنها را در سیطرۀ خودش قرار داد و از این سه اسم حیات و قدرت و علم اسامى جزئیۀ دیگرى نشئت پیدا کرد تا به اینجا رسید، نفس همین قضیه الآن در سنۀ 1431 هجرى قمرى در بعدازظهر روز دوشنبه مىشود اتفاق بیفتد؛ چه اشکال دارد؟! چرا باید این قضیه قبلاً باشد و پروندهاش بسته شده باشد؟! چه کسى گفته است؟! چرا باید این مسئله فقط در آن موقع انجام شده باشد؟! مگر ما قائل به استمرار سلسلۀ علیت و عدم انقطاعش نیستیم؟! اگر قائل نیستیم پس چطور مىتوانیم معترف به انقطاع این مسئله از مقام قضاء و قدر باشیم و پروندۀ عالم کوْن را ببندیم و هیچ ارتباطى بین آن و بین عالم کون برقرار نکنیم؛ مگر نمىگوییم که اگر یک لحظه علت از معلول خودش جدا بیفتد در آن لحظه عدم بر معلول حاکم مىشود؟! مگر ما این حرف را نمىزنیم؟! بسم الله! امام رضا علیهالسّلام هم که در سنۀ صد و شصت و خوردهاى هجرى، شیر منقوشِ در پرده را به شیر واقعى تبدیل مىکند، کارى نکرده است؛ همان کارى را کرده که خدا در این سلسلۀ مشیت [کرده است] یعنى همان کار قبلى خودش را کرد! وقتى که مىگوییم: نفس ولىّ واسطه هست تعجب نمىکنیم؛ اینجا که مىرسد چشمانمان اینطورى مىشود! بابا همین اوضاع و اینهایى که مىبینید از نفس امام رضا علیهالسّلام آمده و به اینجا رسیده است منتها ما این مطلب را دقت نمىکنیم. یک شیر سیصد کیلویى را مىگوییم: مگر مىشود؟! اینکه یک مورد است! اگر قرار بر این باشد که ولایت باعث خلق آسمان و زمین باشد، که همینطور بوده و هست و آثار و روایات و حتى مسائل حِکَمى و فلسفى هم بر این قضیه دلالت دارد صرفنظر از عرفان و نقل، اگر اینطور باشد این کارى که امام رضا کرد آسانتر از خلقت آسمان و زمین است که تا حالا کرده است. مگر همین کارها را نکرده است؟! این ولایت کرده است! فرقى بین نفس امام رضا و نفس پیغمبر و امام سجاد و امام زمان نیست، همه یک حقیقت هستند؛ یعنى آن کارى که امام رضا کرد، همان کار را امام زمان کرد، همان کار را حضرت زهراء کرد، همان کار را یعنى امام حسن مجتبى کرد، یک حقیقت است و آن نفس ولایت است، ظهور نفس ولایت متفاوت است؛ ما کجا داریم فکر مىکنیم؟! ظهورش مختلف است واقعیت یکى است. دریا یکى است، آن دریا در رودخانههاى متفاوت مىآید، آن آبى که از دریا مىآید یک آب است، یک خاصیت و یک حقیقت دارد، نهاینکه یک آب به اینطرف و یک آب مختلف در اینطرف [باشد]. یک واقعیت است. پس امام رضا که آن کار را انجام دادند، کأنّ امام سجاد کردهاند. مىتوانیم بگوییم: امام سجاد این کار را کرد، امام جواد این کار را کرد، امام هادى و امام زمان کرد. چون حقیقت ولایت چیست؟! [یک حقیقت است].
