
جلسه ۷۵۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 23/6/1433
جلسه ۷۵۶
6از نظر برهانی مسأله روشن است كه باید سنخیت بین ماده و مجرد، بین معلول و علت برقرار باشد تا اینكه علت تأثیرگذاری كند و بخواهد آن ماده را به شكل ماده بودنش دربیاورد؛ تا سنخیت نباشد انجام نمیشود. شما وقتیكه هیزمی در دست بگیرید، این هیزم كه عبارت است از خشب، هیچ ارتباطی با نار ندارد، این از یك جنس است و این از جنس دیگر است؛ اصلا نار یك حقیقت و وجودی است كه جنبه تجردی در او خیلی قوی است؛ وقتی نگاه میكنید با دست نمیتوانید بگیرید، فقط با چشم میتوانید نگاهش كنید؛ اگر بخواهید او را با دست بگیرید دستتان را میسوزاند، اصلا چیزی به دست اصابت نمیكند كه بخواهید آن را در وزن قرار بدهید. بله! گرما و انرژی او را میتوانید فشرده كنید و بعد به صورت پتانسیلی كه بخواهد جنبه مادی داشته باشد تبدیل شود؛ اما خودِ آن آتش مورد [وزن] قرار نمیگیرد و خیلی لطیف است، لذا به آن جسم لطیف گفته میشود؛ نار جسم لطیف است.
عجیب این است كه چطور خداوند متعال در خلقت آسمانها و زمین و كیفیت إعمال ولایت در این عالم، به نار و زجاجه و امثال ذلك متشبّث شده است: اللَه نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ النور، ٣٥ كه در اینجا آن مسأله حقیقت، به عنوان یك اصل تحقق پیدا میكند و تبدیل به شعله میشود كه آن حقیقت اولی قابل رؤیت نیست اما وقتیكه تنازل پیدا میكند ما آن را بنفش میبینیم، منتها این تصاعد است و حقیقتش تنازل است؛ وقتی باز تنازل پیدا میكند شما نارنجی میبینید و در آخر سر دیگر دود مشاهده میكنید كه اگر اینجا باشد سقف و در و دیوار و دست را سیاه میكند كه میشود عالمِ ماده و عالمِ شهادت؛ یعنی همین واقعیت را خداوند در اینجا به این نحوه تمثّل زده است.
