
جلسه ۷۵۶
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بحث از قضاء کلی و حقیقت لیالی قدر 23/6/1433
جلسه ۷۵۶
5ستة أیام، شش آسمانی است كه آسمان دنیای آن آسمان ماده است كه تا هرجا ما آن آسمان را مشاهده میكنیم. آسمان دوم كه بالاتر است آسمان مثال أسفل است. آسمان سوم، آسمان مثال أعلی است. آسمان چهارم، آسمان ملكوت است. آسمان پنجم، آسمان جبروت و آسمان ششم آسمان لاهوت؛ در آسمان هفتم دیگر آسمانی نیست، بلكه در آنجا عالم، همان وجود بسیط و بالصّرافة و بسیط الحقیقة است كه در آنجا دیگر آسمان معنا ندارد. آنجا عالم احدیت است كه همه مراتب وجود و همه تشأّنات مقام واحدیت در آن منطوی است. و آن عالمی نیست كه جدای از عالمِ اینها باشد، لذا سبعة سماوات نداریم، ستة سماوات است. در همه اینها آن آسمان میآید. آن عالم احدیت كه احدیة الذات باشد، هم در لاهوت است، هم در جبروت، هم در ملكوت، هم در مثال اعلی، هم در مثال اسفل و هم در عالم ماده و شهادت؛ در همه آنها آن حقیقت احدیة الذات ساری و جاری خواهد بود. لذا این ستة أیام به این میخورد كه در شش دَوْر، در شش مرحله كه هر مرحلهای نسبت به مرحله بعد خود، جنبه عِلّی و سببی دارد و آن مرتبه مادون، در تحت آن مرتبه مافوق قرار دارد. بعضی از روایات نسبت به این مسأله [آمده] و بیانش هم روشن است.
ولی اگر ما بگوییم كه نه، منظور از ستة سماوات همین آسمانها باشد، آسمانهای تو در تویی كه هركدام از اینها یك مرتبهای هستند و در تحت یك مرتبه بالاتر [میباشند] كه منظور عالم ماده و شهادت باشد، این آیه دلالت میكند كه شش مشیت الهی در تشكّل عالم ماده بر این سماوات تعلق گرفته [است]. مشیت اوْلی، همان مشیتی است كه میخواهد بین این ماده و مثال اسفل ارتباط برقرار كند كه آن ارتباطی میشود دور و طور اول؛ دور اول، آن نحوهای است كه ادراك این مسأله برای افراد عادی در هر مرتبه علمی جز با كشف قلبی و شهودی مستحیل است؛ امكان ندارد كه بدون كشف، این قضیه [صورت بگیرد].
