
حقیقت قضا و قدر الهی
تبیین وحدت اراده در مقام واحدیت و بطلان تقدم و تأخر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضا و قدر الهی میپردازند و با نقد تصورات عامیانه و ناقص از این مبحث، بر این نکته تأکید میکنند که قضا و قدر به یک واقعیت ثابت و واحد بازمیگردد. ایشان با استناد به مبانی فلسفی و عرفانی، اثبات میکنند که در مقام ذات پروردگار، ارادهای ثانوی یا متأخر وجود ندارد و تمام سلسله مراتب وجود به نفس اراده واحده الهی ایجاد شده است. در ادامه، با تحلیل روایاتی همچون «کان الله و لم یکن معه شیء و الآن کما کان»، این حقیقت تبیین میشود که عالم هستی و مراتب آن، هماکنون نیز در محضر پروردگار به همان نحوِ وحدت و بساطت موجود است. در نهایت، با اشاره به داستانهایی از اصحاب پیامبر و اولیای الهی، بر این نکته تأکید میشود که حقیقتِ عالم، هماکنون پیش روی انسان است و آنچه نیاز است، کنار رفتن پردههای غفلت از دیدگان است.
حقیقت قضا و قدر الهی
1درس هفتصد و پنجاه و پنجم
مرورى بر مباحث کیفیت قضا و قدر
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
در این جلسه یک مرورى بر مطالب گذشته میکنیم و إنشاءالله تتمهاش را جلسۀ بعد نسبت به روایات و احادیث و اخبار در این زمینه ادامه میدهیم چون قضایا و مسائل یک مقدارى به آنها برمىگردد، ادامه میدهیم تا ببینیم به کجا مىرسیم.
برگشت قضیۀ عالم قضاء و قدر به یک واقعیت ثابت
همانطورىکه درنظر رفقا هست در بحث مُثل افلاطون قضیۀ تجسم مُثل افلاطونى به عالم قضاء کلى و قدر جزئى تشبیه شده بود. همانطورىکه مرحوم صدرالمتألهین فرمودند، این تشبیه خالى از استحسان نبود منتها در کیفیت تجسم این تشبیه و تمثّل، مطالب مختلفى بود که ما در جلسات گذشته سعى کردیم که این اختلافها و این ناهماهنگىهایى که وجود دارد را از میان برداریم. صحبت تا آنجایى که یادم است به اینجا رسیده بود که در قضیۀ عالم قضاء و عالم قدر، هردوى اینها به یک واقعیت ثابت برمىگردد. تصورى که ما داریم و تصور ابتدایى و همان تصور عامیانه ـ که منظور از تصور عامیانه افراد عوام نیستند بلکه اشخاصى هستند که بالأخره کموبیش در این زمینه اهل اطلاع هستند منتها بهنظر مىرسد که اطلاع، اطلاع کافى نیست و از کتابها و تألیفاتى که نوشته شده است اینطور احساس مىشود ـ بر این است که قبل از خلقت این عالم که عالم ماده است و حدوث آن حدوث ذاتى است، این مطلب قبل از حدوث این عالم به یک عوالم دیگرى مربوط مىشود که آن عوالم طبعاً از سنخ این عالم بهحساب نمىآمدند و خب مطالبى در اینجا هست و افرادى که تا حدودى اهل اطلاع و فلسفه هستند مىبینیم که در مطالبشان اضطراباتى هست، فَکیفَ به آنهایى که اصلاً در این مسئله [ورود و تحقیق] نکردهاند.
مسئلۀ زمان دائرمدار تطوّر ماده و عدم ارتباط آن به مجردات و تمثل
