اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضا و قدر الهی می‌پردازند و با نقد تصورات عامیانه و ناقص از این مبحث، بر این نکته تأکید می‌کنند که قضا و قدر به یک واقعیت ثابت و واحد بازمی‌گردد. ایشان با استناد به مبانی فلسفی و عرفانی، اثبات می‌کنند که در مقام ذات پروردگار، اراده‌ای ثانوی یا متأخر وجود ندارد و تمام سلسله مراتب وجود به نفس اراده واحده الهی ایجاد شده است. در ادامه، با تحلیل روایاتی همچون «کان الله و لم یکن معه شیء و الآن کما کان»، این حقیقت تبیین می‌شود که عالم هستی و مراتب آن، هم‌اکنون نیز در محضر پروردگار به همان نحوِ وحدت و بساطت موجود است. در نهایت، با اشاره به داستان‌هایی از اصحاب پیامبر و اولیای الهی، بر این نکته تأکید می‌شود که حقیقتِ عالم، هم‌اکنون پیش روی انسان است و آنچه نیاز است، کنار رفتن پرده‌های غفلت از دیدگان است.

حقیقت قضا و قدر الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت قضا و قدر الهی می‌پردازند و با نقد تصورات عامیانه و ناقص از این مبحث، بر این نکته تأکید می‌کنند که قضا و قدر به یک واقعیت ثابت و واحد بازمی‌گردد. ایشان با استناد به مبانی فلسفی و عرفانی، اثبات می‌کنند که در مقام ذات پروردگار، اراده‌ای ثانوی یا متأخر وجود ندارد و تمام سلسله مراتب وجود به نفس اراده واحده الهی ایجاد شده است. در ادامه، با تحلیل روایاتی همچون «کان الله و لم یکن معه شیء و الآن کما کان»، این حقیقت تبیین می‌شود که عالم هستی و مراتب آن، هم‌اکنون نیز در محضر پروردگار به همان نحوِ وحدت و بساطت موجود است. در نهایت، با اشاره به داستان‌هایی از اصحاب پیامبر و اولیای الهی، بر این نکته تأکید می‌شود که حقیقتِ عالم، هم‌اکنون پیش روی انسان است و آنچه نیاز است، کنار رفتن پرده‌های غفلت از دیدگان است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت قضا و قدر الهی

12
  • همین‌طور زید بن حارثه دارد به پیغمبر مى‌گوید: من دارم مى‌بینم که این در بهشت هست، این در بهشت هست، این در جهنم هست. این دارد مى‌بیند ولى خودش نمى‌بیند! او خبر نمى‌دهد بلکه موقعیت را دارد مى‌بیند. وقتى انسان پیش ولىّ خدا مى‌رود، آن ولىّ خدا هرچه هست را در نفسش دارد نگاه مى‌کند. مى‌گوید: بلند شو پى کارت برو و اینجا دیگر براى ما معلق نزن!

  • ـ آقا آمده‌ایم به جاى سلام و علیک و به جاى احوال‌پرسى دارى این‌طورى با ما برخورد مى‌کنى؟!

  • ـ پاشو برو! پاشو برو بساطت را جمع کن!

  • برو این دام بر مرغی دگر نه***که عنقا را بلند است آشیانه1
  • مى‌گوید: دارم مى‌بینم! مى‌خواهى خبر بدهم آن‌وقت رنگت قرمز شود؟! مى‌خواهى بگویم؟! مى‌خواهى به تو بگویم که چه‌کار دارى مى‌کنى؟!

  • نه آقا نمى‌خواهیم رنگ‌ها را قرمز، بنفش، آبى، صورتى و سرمه‌اى بکنیم، همین‌طوری بماند! حالا که همین‌طورى مى‌ماند، نه‌اینکه نیست! این دوتاست! هست ولی نمى‌گوید!

  • پیغمبر فرمودند: دهانت را ببند!

  • پس زید بن حارثه دارد الآن بهشت را مى‌بیند، دارد مى‌بیند. الآن دارد جهنم را مى‌بیند، افرادى که در دور پیغمبر هستند را مى‌بیند. افرادى که در دور پیغمبر نشسته‌اند و یا رسول الله یا رسول الله آنها دارد سقف را مى‌شکافد، دارد همه را یکى‌یکى مى‌بیند. آنهایى که اهل صدق هستند را دارد مى‌بیند، آنهایى که دارند حقه‌بازى مى‌کنند را هم دارد مى‌بینند. خیال مى‌کنند پیش پیغمبر آمده‌اند و پیغمبر را گول زدند. با خود می‌گویند: رفتیم پیغمبر را خنداندیم و کمی جا باز کردیم و ...

  • نمى‌دانند که نه بابا، او دارد به ریش شما مى‌خندد! مى‌گوید: من دارم از قیافه‌ات حقه‌بازى و کلک را مى‌بینم، جمعش کن برو! برو تا آبرویت را نبردم!

  • همۀ اینها را دارد مى‌بیند. این یک زید بن حارثه است؛ یک کسی که خدا کشف الغطاء له. زید بن حارثه غطاء برایش برداشته شده است اما ما نه، ما باید صبر کنیم صبر کنیم تا فوت و ارتحال انجام بشود آن‌وقت تازه مى‌فهمیم چه خبرها بوده که ما نمى‌دانستیم! چه قضایا بوده که ما نمى‌دانستیم! آقا همین الآن، همین الآن هست! به جدّم هست، به جدّه‌ام هست، به جدّم هست، تمام آنچه را که بزرگان گفتند همین الآن هست؛ همین الآن بهشت هست، همین الآن جهنم هست، همین الآن افرادِ جهنم همه مشخص، دارند عذاب مى‌شوند! همین الآن افرادى که در جنت هستند متنعّم هستند، همین الآن هستند! همین الآن حالت افراد فرق مى‌کند، همین الآن صورت‌ها آن حال و آن موقعیتى را که در آن قرار دارند نشان مى‌دهد منتها خودش نمى‌فهمد! خودش نمى‌فهمد، نه‌اینکه نیست. خودش نمى‌فهمد! اگر آن موقع باز کنند می‌فهمند.

    1. . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 4۲۸.
/