
جلسه ۷۵۵
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية مروری بر مطالب گذشته 21/6/1433
جلسه ۷۵۵
3پس وقتی كه میگوییم كه خدا این وجود ذات پروردگار و آن وجود متشخصش، آن اراده اولی كه تعلق میگیرد، آن اراده دیگر ثانی ندارد؛ نفس آن اراده در او همه چیز است و آن اراده حقیقتی نیست مانند اراده امثال ما. من وقتی كه اراده یك مطلبی را میخواهم بكنم، چه بسا این اراده دوم، قبلا اصلا در اراده من منطوی نبوده. من اول اراده میكنم از اینجا بیرون بروم. درست شد؟ آیا در این نفس اراده من، كه میخواهم از اینجا بیرون بروم، رفتن به مقصد هم در آن نهفته است؟ نه! ممكن است در همین اراده این در آن رفتن به آن مقصد باشد كه بروم بروم آنجا، یعنی مترتب، ممكن است هم نباشد.
ـ آقا كجا میروید؟
ـ فعلا از اینجا بروم بیرون، تا بعد تصمیم بگیرم ببینم كه كجا میخواهم بروم.
میرویم بیرون، میگویم كجا بروم؟ بروم منزل؟ بروم فلان جا؟ بروم فلان چیز را بخرم؟ فلان چیز را منزل نیاز دارد بروم دنبال آن؟ وقتی به آن جا رسیدم تصمیم میگیرم و در این اراده ثانیه، در اراده اولی معنا ندارد. حالا كه میخواهم بروم در آن مقصد، مسائلی كه در آنجا اتفاق میافتاد همه اینها یكی پس از دیگری محتاج به مرور زمان است و من فاقد آن ارادههای بعدی هستم و هركدام را در جای خودش اعمال میكنم. آیا در مورد پروردگار هم همینطور است؟ یعنی پروردگار وقتی كه یك اراده میكند بر فرض كنید كه تنزّل حقیقت خودش به فرض بكنید كه جنبه واحدیت و آن حقائق كلیه، آیا پروردگار نمیداند كه بعد از او ... خب حالا فرض كنید كه یك حقیقت كلیه فرض كنید كه ایجاد كردیم، بعد حالا بنشینیم فكر كنیم ببینیم این حقیقت كلیه به چه صورت جزئیتر بعدا در میآید؟ فعلا حوصله نداریم فكر كنیم راجع به آن، فعلا كارمان زیاد است نمیتوانیم بفهمیم. بعد وقتی این حقیقت كلیه را درست كردیم، این انسان كلی را وقتی كه درست كردیم، این حیوان كلی را و این ملك كلّی را وقتی كه ایجاد كردیم، حالا بنشینیم ببینیم خب، این اگر بخواهد تبدیل بشود به انسان خارجی و به تعین خارجی، به چه شكلی باشد؟ قد یك متر و نیمی به آن بزنیم؟ قد یك متر و هفتاد به آن بزنیم؟ قد دو متری بزنیم؟ رنگش را این طور كنیم؟ خصوصیات دیگر را این طور كنیم ...
