
جلسه ۷۵۴
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 7/6/1433
جلسه ۷۵۴
4این كه اصلا آش شلّه قلمكاری خواهد شد كه دیگر اصلا نمیشود درستش كرد. وقتی كه شما دعوت میكنید افراد را برای مجلس، هزار تا ملاحظه پشتش میگذارید. این فردی كه دارید دعوت میكنید، آدم مریض نباشد كه بیماری، اپیدمی بیاید بقیه را مریض كند. وقتی كه یك نفر دعوت میشود در این مجلس، و این یك مرض اپیدمی داشته باشد و بقیه را مریض كند، مسئولیت به عهده صاحب مجلس است؛ آقا چرا این را آوردی؟ یا اگر آوردی چرا به ما نگفتی؟ چرا بدون این كه به ما اطلاع بدهی این آدم مریض را در این مجلس آوردی؟ بیرون بود، خوب میشد، بعد میآوردی. تو آوردی در اینجا و بقیه را در اینجا بیمار كردی، به واسطه این كسالت بیمار كردی. و مسئولیتش به عهده توست. توی صاحبخانه مسئول هستی كه بقیه بیمار شدند. ده نفر بیمار شدند، پانزده نفر شدند ـ حالا همه هم نشوند ـ اما اگر تو این را راه نمیدادی ده نفر مریض میشدند؟ هان؟ كه گفته كه بایستی كه مریض وارد یك مجلس بشود و افراد را ـ ولو دو نفر را ـ مریض كند؟ كه گفته؟ خب هزارتا مجلس هست بلند شود برود در آن مجلسها برود، چرا اینجا بیاید؟ چه دلیلی دارد كه اینجا بیاید؟ ببینید! قضیه انقدر هم شل نیست. انقدر مسئله، مسئله سهل نیست كه انسان بخواهد فرض بكنید كه یك إعلان عمومی و یك اعلام همگانی و یك اعلان شامل، بخواهد داشته باشد بگوید هركس میخواهد بیاید، هركس نمی خواهد ... این حرفها نیست! افراد، باید طبق انضباط و طبق برنامه باشند. ما در این دوران، وقت خود را نباید همهاش به إن قلت و إن قلت بگذرانیم. مكتب عرفان، مكتب تربیت و مكتب تعلیم است. همانطوری كه بنده در جلد اول یا دوم اسرار ملكوت ذكر كردهام و تتمهاش در جلد سوم الآن دارم مینویسم، الآن مشغول نوشتنش هستم، انشاءالله اگر خواست خدا باشد، شاید در دو هفته دیگر جلد سوم تمام بشود، اگر خواست خدا باشد. عرض كردهام كه این مكتب، مكتب فهم و مكتب ادراك است. مكتب درویشها و صوفیها و اینها كه درمیآیند میگویند كه اینجا سرت را بینداز پایین و سرت را بالا نكن و كه بعد از زمان مرحوم آقا این بدعتها را آوردند، كه كسی نباید حرف بزند و اینجا ـ عینا عبارتشان این بود ـ كه در اینجا كسی سرش را بالا نباید بكند.
