اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۵۴

3
  •  این‌ها همه اش مسائلی بود كه ما در آن موقع مشاهده می‌كردیم و جلساتی كه تشكیل می‌شد، این جلسات را ما می‌دیدیم و این‌ها در خودِ زمان آقای انصاری هم دروغ می‌گفتند، در همان زمان دروغ می‌گفتند، منتها خب بالاخره حیای ایشان و بزرگواری ایشان، خب مانع می‌شد از این‌كه آن‌ها را إخراج كنند و بیرون ببرند، و الّا در همان زمان هم این‌طور نبود كه این‌ها وابسته باشند. بله، در زمان خود آقای انصاری كسانی بودند كه آمدند مدتی و بعد مخالفت با ایشان را در پیش گرفتند و رفقا هم با آن‌ها برخورد كردند و نه تنها آن‌ها رفتند، بلكه خب این‌ها هم ارتباطشان را با آن‌ها قطع كردند. و این، به این جهت بود كه طبیعی است كه وقتی انسان بخواهد ارتباط داشته باشد با یك فردی، این ارتباط، در روحیه او تاثیر می‌گذارد، این یك مسئله طبیعی است. و ما نیامده‌ایم كه هر روز هِی تجربه كنیم و هِی به یك نتیجه برسیم و دوباره روز دیگر تجربه كنیم و به یك نتیجه دیگر برسیم. یك دفعه تجربه می‌كنیم و تمام شد؛ خدا مگر به انسان چقدر عمر داده؟ و چقدر مگر ما باید در اینجا بمانیم؟ و چقدر مگر باید مسائل را هِی بسنجیم؟ وقتی كه انسان می‌بیند مطلب از این قرار است، و یك خلافی را مشاهده می‌كند، خیلی خب؛ می‌آید تذكر می‌دهد، و بعد دوباره تذكر می‌دهد، سه باره تذكر می‌دهد، و وقتی دید كه نه، فایده‌ای ندارد، دیگر در این صورت وقت خود را نباید برای این امور دیگر تلف كند و بگذارد؛ باید بلند شود برود دنبال كار خودش.

  •  در مسیر انسان، در مسیر زندگی، ممكن است كه مطالبی پیش بیاید و فراز و نشیب‌هایی پیدا بشود، و انسان باید به تصحیح آن‌ها و اعتدال آن‌ها باید بپردازد و در این شكی نیست، چه نسبت به مسائل خانوادگی و چه نسبت به مسائل رفاقتی. ولی این یك حدّی دارد، وقتی كه رسید به آن حدّی كه دید فایده‌ای ندارد و شخص راه خودش را می‌رود و برای خلاصه مسائل دیگر، دنبال مُرید جمع كردن و رفیق جمع كردن و حریف جمع كردن و این‌هاست، دیگر در این‌جا انسان نباید نسبت به این مطالب كوتاه بیاید و باید ارتباطش را قطع كند؛ تمام است قضیه. و مسئله این نیست كه در اینجا خب قضیه استاد و شاگرد و فلان این حرفها در این‌جا مطرح نیست. بنده همانطوری كه عرض كردم، از اول نه به این مسئله مدعی بوده‌ام، و نه ثبوتا یك همچنین مسئله‌ای بوده. مقام استاد، یك مقام دیگری است و مقام یك ولی خدا یك مقام دیگری است. ولی صحبت در این است كه ما چه كنیم كه خداوند این قدرت را در ما قرار نداده است كه بتوانیم با یك دست دو تا هندوانه برداریم. خدا به ما قدرت داده با یك دست، یك هندوانه برداریم، بیش از یك هندوانه می‌افتد، نمی‌توانیم؛ دست ما، قدرتش را هم داشته باشد دو تا هندوانه بردارد، گنجایش ندارد. گنجایش برای یك دانه است. و به خاطر ... همین مسئله است كه ما را دچار نابسامانی‌ها می‌كند، راه ما را می‌بندد. راه ما را می‌بندد، و نفس ما را متحوّل می‌كند. از مسائل بسیار مهمّی كه در سیر و سلوك لازم است ما به آن توجه داشته باشیم، مسئله ارتباط ما با رفیق است. این ارتباط با رفیق، نامحدود نیست؛ محدودیت دارد. ارتباط با رفیق، به معنای دعوت رفیق است به وارد شدن در حریم دل، وقتی كه شما با یك رفیق ارتباط پیدا می‌كنید، كارت دعوت فرستاده‌اید كه شما بیا، در این حریم منزل پیدا كن، مأوا و ملجأ و مسكن پیدا كن، تو می‌توانی در این حریم وارد بشوی، تو می‌توانی در این حریم حضور پیدا كنی. من در زیارت می‌روم، تو را به همراه خودم می‌برم. شما وقتی زیارت‌گاه می‌روید، برای رفقایتان دعا نمی‌كنید؟ دعا می‌كنید. این دعا كردن یعنی چه؟ یعنی حضور رفیق در هر جا و در هر منزلی كه شما در آن‌جا هستید. شما تا حالا شده بروید زیارت‌گاه برای عمر دعا كنید؟ لعنش هم می‌كنید صدتا فرض بكنید كه بالایش هم می‌گذارید رویش و تحویلش می‌دهید. تا حالا شده بروید زیارت امام رضا برای یزید دعا كنید؟ معنا ندارد! چون در این حریم، یزید و عمر سعد راه ندارند؛ در این حریم عمر و ابابكر و خالد بن ولید راه ندارد، جا ندارد. در این حریم، كسی كه معاند و مبغض هست، راه ندارد. معنا ندارد كه راه داشته باشد. همین‌طور در حریم دل انسان، كسی كه بنای مخالفت و بنای معارضه دارد، نباید راه داشته باشد. برای چه راه داشته باشد؟ كه الزام كرده ما را كه دعوت برای همه بفرستیم؟ كه الزام كرده؟ مرحوم قاضی؟ امام زمان؟ امام زمان گفته كه كارت دعوت برای همه بفرست؟ از این شهرك قدس، از آن بالا بگیر تا برو آن پایین، پردیسان و مهدیه و فرض كنید قم و اطراف و این‌ها یكی یك كارت دعوت بفرست، همه تشریف بیاورید!