اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۵۴

2
  •  مرحوم آقا و بزرگان، تا آن‌جایی كه بنده به یاد دارم، نسبت به كیفیت ارتباطات، خیلی تأكید داشتند. مقداری از این قضیه را ایشان با حذف خیلی از مطالب، در كتاب روح مجرد آورده‌اند، و در آن‌جا نوشته‌اند كه: افرادی آمدند و ادعای عدم نیاز به تربیت و تتلمذ كردند، و ادلّه واهی هم اقامه می‌كردند بر این‌كه امام علیه السلام زنده است و او همه امور را به دست دارد، و غیر از او هم خب مرحوم آقای انصاری بوده‌اند، و انسان باید از ... استاد بعد از فوت، به یك چیزهای دیگری می‌رسد، به یك قدرت‌های دیگری این دسترسی پیدا می‌كند، و لذا نیازی به استاد مجدد نیست، نیازی به تربیت مجدد نیست و همان تربیت كفایت می‌كند.

  •  خب پاسخ مسئله خیلی بدیهی است، و آن این است كه همان افرادی كه شما تا به حال پیش آن‌ها بوده‌اید، افراد دیگر هم بوده‌اند، و علمشان از شما بیشتر است، اگر بیشتر نباشد، كمتر نیست، كدام‌یك از آن‌ها علمیتشان و جامعیتشان مثل مرحوم آقا بوده؟ كدام‌یك از آن‌ها؟ و كدام یك از آن‌ها ادراكشان و معرفتشان نسبت به مسائل به اندازه مرحوم آقا بوده، یا این‌كه افرادی هم كه در آن زمینه بودند از غیر از اهل علم حتی. و اگر شما ادعای بی‌نیازی می‌كنید نسبت به استاد، خب این چه ربطی به بقیه دارد؟ بقیه‌ای كه الآن تازه آمده‌اند، یا یك چند صباحی است كه در این راه حضور دارند، خب طبعا این قضیه به آن‌ها نمی‌تواند مربوط باشد و شما چرا این مسئله را دارید به عنوان عموم دارید منتشر می‌كنید؟ خب شما چند سالی پیش آقای انصاری بودید، بعضی از شما حتی پیش مرحوم قاضی هم رفت و آمد داشتید، بسیار خب! شما مدعی این هستید كه ما نیاز به استاد نداریم؛ خب این كسی كه هنوز شش ماه آقای انصاری را دیده، یا همان یك ماه آخر حیات مرحوم آقای انصاری هست، خب این كه كسی را ندیده، چرا شما نسبت به او حتی می‌گویید كه نیازی به استاد نیست؟ این چیست؟ این معلوم می‌شود همه این‌ها كلك است و همه این‌ها بازی است و این‌ها همه به خاطر نگه داشتن دكان و دستگاه خودشان است، نگه داشتن افراد و مرید است، و پای نفس در اینجا در كار است، و عناد و مقابله با آن به اصطلاح واقعیت و حقیقتْ مطرح است. و الّا خب چه اشكالی دارد كه انسان فرض بكنید كه تا به حال پیش یك شخص بزرگی باشد و بعد به یك بزرگ دیگری مراجعه كند؟ مگر آقای حداد چه می‌گفتند كه مرحوم قاضی آن‌ها را نمی‌گفتند؟ یا مرحوم انصاری چه می‌گفتند كه آقای حداد به خلافشان بخواهند بگویند؟ یا همینطور مرحوم آقا؟ هان؟ آقای حداد كه دعوت به انتحار نكرد كه خودتان را بكشید، یا این‌كه زنانتان را طلاق بدهید یا این‌كه عمل خلاف شرع انجام بدهید؟ مگر آقای انصاری نمی‌گفتند دستورات را انجام بدهید؟ مگر جزو دستورات، نماز شب نبود؟ پس چرا این‌ها می‌گفتند كه ما نیازی به نماز شب نداریم؟ مگر جزو دستورات آقای انصاری، انجام ذكر نبود؟ الآن نامه‌هایی كه آقای انصاری برای مرحوم آقا در نجف فرستاده‌اند، نامه‌ها هست، كه دستور ذكر دادند به مرحوم آقا. خب، اگر غلط است، پس آن‌جا هم غلط است. پس دستورات آقای انصاری هم غلط است. و اگر درست است، چرا این درست نباید ادامه پیدا كند؟ چرا نباید ادامه پیدا كند؟ مگر امر درست، و صحیح، بایستی كه در یك جا متوقف بشود و بایستد؟ اگر انسان نیاز به آب دارد، خب همیشه باید آب بخورد دیگر، نمی‌شود یك وقت بخورد و یك وقت نخورد؛ تا جایی كه تشنه می‌شود باید بخورد. وقتی كه تشنگی‌اش برطرف می‌شود نباید بخورد.