اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۵۴

1
  • أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  •  امروز خب روز یك‌شنبه است، گفتیم كه یوم الشروع است بعد از یك مدتی تأخیر، یك مطالبی در ذهنم بود، گفتم این را خدمت رفقا عرض كنم، و وعده‌اش را هم مدت‌ها بود كه داده بودیم و قرارش هم گفتم اگر فرصتی پیدا بشود در یكی از همین شب‌های سه شنبه‌ای كه خب جلسات هست، ما این چند نكته را خدمت رفقا بگویید. و طبعا سؤال هم خیلی از من شده در این زمینه، و همینطور مرتّب می‌شود، و منتها به واسطه خب بعضی از محذورات، تا حالا فرصت نشد كه شب سه‌شنبه خدمت رفقا باشیم، و شاید هم اگر مثلا برسیم، نمی‌دانم كه فرصتِ برای طرح این مطالب هست یا نیست.

  •  لذا علی كلّ حال ما چیز كردیم، ما گفتیم در این روز اول كه خدمتتان می‌رسیم، این نكات را عرض كنیم، و به عنوان یوم الشروع تا ان‌شاءالله بعد فردا اگر عمری باقی بود، دیگر همین برنامه معمول را در دو بحث فلسفه و فقه، منتها با یك مدّت كم‌تر، این را داشته باشیم.

  •  مسئله‌ای كه رفقا باید به آن توجه داشته باشند و طبعا این مطلب و این قضیه مربوط به این جمع نیست، بلكه مربوط است به همه افراد، و همه رفقا، و به واسطه ... چه زن، چه مرد، چه رفقای اهل علم، و چه غیر اهل علم، چون این مسئله، به علم و غیر علم كاری ندارد، بلكه مسئله به خودِ نفس و مسائلی كه مربوط به نفس است، بستگی دارد، و طبعا در این قضیه همه ما مشترك هستیم، حتی خود بنده. و به واسطه همین قضیه هم هست كه شما متوجه شده‌اید كه بنده در مسائل و در قضایا و در ارتباطات، روش خاصی دارم، و این مسئله به خودِ كیفیت حال خود من برمی‌گردد، و چاره‌ای هم جز این نیست و حالا خواست و مشیت خدا به چه كیفیتی هست، آن را ما اطلاعی نداریم، ولی باید بر اساس تكلیف عمل كنیم، و آن تكلیف تا آن‌جایی كه فكر ناقص و عقل ناقص ما راه دارد، ما موظف هستیم.