
جلسه ۷۵۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کیفیت تحقق مقام جمعیّت، در عین کثرت 14/2/1433
جلسه ۷۵۳
3واقعا! من چند شب پیش بود داشتم یك روایتی را میدیدم كه مربوط به نماز بود. اصلا امام صادق میفرمایند بنده مؤمن ـ اینها واقعا چه دركی داشتند از نماز. اینها چه دركی داشتند ما چه دركی داریم. البته ادراك؛ درك كه غلط است. اینها چه ادراكی داشتند! ـ میفرمایند امام، امام سجاد وقتی كه میخواستند برای نماز ظهر مهیا شوند، همهاش به آسمان نگاه میكرد. كی دارد وقت نماز میرسد. كی موقعش میشود. و اینطور اصلا نگاهش به آسمان و وقت نماز بود ... ما هم در زمان خودمان، بزرگان و اولیاء و عرفاء را دیدهایم. كه اینها دیگر از یك ربع، بیست دقیقه، نیمساعت قبل از اذان، حالشان به نحوی میشد كه دیگر حوصله حرف زدن و صحبت كردن با كسی را نداشتند! و اینطور به حال انتظار و توجه میخواستند بگذرانند. نه این كه بخواهند فیلم دربیاورند. مسئله دست خودشان نبود. حالا ما نگاه به خودمان میكنیم میبینیم نماز مغرب و عشاء ساعت یازده و نمیدانم نماز ظهر و عصر ده دقیقه به غروب و نماز صبح یك ربع به آفتاب و فلان و این چیزها و میبینیم كارهایمان واقعا یك قدری یك كمكی تفاوت دارد، یك مختصری، مثل اینكه بین ما و آنها فرق است. مختصری فرق است!
یك شخصی تعریف میكرد ـ خدا رحمت كند ـ بله واقعا اینهایی كه میگویند عرفاء چیاند، و حكماء چیاند، خجالت بكشند. خجالت بكشند. حیاء كنند. شرم كنند. خجالت بكشند. بله، خجالت بكشند. شخص خودش برای من گفت. الآن هر سه تای این افراد فوت كردهاند. آن شخصی كه به من گفت و از آن كسی كه نقل كرده و از آن كسی كه مسئله مربوط به اوست هر سه تا فوت كردهاند. خدا رحمت كند استاد ما مرحوم آقای غروی ایشان به من میگفت كه از یك شخصی شنیدم ـ دیگر اسم نمیبرم از این به بعدش را ـ او مسئول یك بیتی بود. خودش نقل كرد كه اگر ما فلان شخص را از خواب بیدار نكنیم، نماز صبحش بیدار نمیشود. واسطه، مرحوم آقای غروی، استاد ما كه خب مشخص و گویاست، و منتها مورد دیگر را، نمیگویم. هر دو فوت كردهاند. كارشان الی الله. به ما چه مربوط است؟ درست شد؟ و آن شخص صاحب رساله عملیه بود! التفات كردید؟ آن امام سجاد چگونه بود، ما چه هستیم! خودش گفت: اگر او را از خواب بیدار نكنیم، نماز صبحش قضا میشود! چیزهایی دیدیم! آنوقت همینها! همینهایی كه عرفاء كذّابین در كتابشان نوشتهاند، هر وقت من بلند میشدم، میدیدم این عرفا دارند با هم شب تا صبح حرف میزنند. نه از چك و سفته و پخش كتاب و مرید اینطرف و آنطرف و اینها! معلوم است دیگر آنها چه میگفتند و چه چیزهایی دوّبدل میشد كه تا الآن هم من به كسی نگفتهام. از چه اسرار توحیدی، از چه حقائق توحیدی، از چه مسائلی صحبت میكردند. درست شد؟ او چه میفهمد، این چه میفهمد. او در چه افقی هست، این در چه افقی هست!
