
جلسه ۷۵۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کیفیت تحقق مقام جمعیّت، در عین کثرت 14/2/1433
جلسه ۷۵۳
8این چه خساستی است كه داریم به خرج میدهیم؟ چقدر واقعا یك عالم شیعه تنزّل كرده! اصلا باید به این عالم گفت؟ چقدر واقعا ما از حرفمان فاصله داریم؟ از مطالب فاصله داریم؟
همین الآن، این كه میگویم ما همه مرده پرستیم، صحبت دیروز كه گنبد عسكریین را تخریب میكنند، جر میدهیم خودمان را، نمیدانم دستهجات عزا راه میاندازیم و دنیا را به هم میزنیم گنبد چی است بابا؟ دو تا خشتی است! دو تا آجر خشتی است. آمدند بمب زدند انداختند، خیلی خب. حالا دارند قشنگ میسازند. بتن میسازند. آهن میكنند، محكمش می كنند، قشنگش میكنند. از اول قشنگتر. برو ببین عسكریین كی بودند. ائمه ما كی بودند. چرا به طلا و آجر و گنبد و مناره داری نگاه میكنی؟ آخه بدبخت ... این مولانا اگر الآن زنده بود، شما هم دم از وحدت میخواستید بزنید، آیا این حرفها را میخواستید به او بزنید؟ كه هیچ لاتی به آن لات دیگر نمیزند؟ خجالت نمیكشید؟ اصلا زنده بود، میگفت آقا بنده سنی هستم، عمر را به عنوان خلافت قبول دارم، علی را هم كه شعرهایم را دارید میبینید دیگر:
از علی آموز اخلاص عمل *** شیر حق را دان منزه از دغل خب بیایید شعرهای من هم هست حالا آن شعرهایی كه در نمیدانم كلیاتش كه راجع به شمس است كه اصلا یك شعرهای عجیبی كه اصلا مقام هوهویت را میخواهد تنزل بدهد به مصداق عالم ناسوتی أمیرالمؤمنین! اصلا آنها را ما میگوییم كه. درست شد؟ این مقدار را كه شما مولانا نسبت به امیرالمؤمنین قبول دارید. خب چرا نامردی میكنید؟ خب بیایید بگویید بابا راجع به عمر آنها را گفته، اینها كه مربوط به عمر گفته و ابوبكر گفته و عثمان، اینها را بگذارید، اینهایی هم كه در كنارش مربوط به علی گذاشته بگذارید؛ درست شد؟
خیلی خب! اینها را میخوانیم، آنها را نمیخوانیم؛ آنها را میگذاریم كنار. مرگ كه نمیگیریم!
از یك كتاب مثنوی انقدری ما خودمان را محروم كنیم، به خاطر یك صفحه؟ آقا آن یك صفحه را بِكَن بینداز دور! خب خیال همه راحت شد! یك صفحه را از مثنوی بكن، آنی كه مربوط به خلفای ثلاثه است. خب دیگر خیالت جمع شد؟ دیگر چه دارد؟ خب این دیگر چه دارد كه میگویی بِكنَیم؟ هرچه میگویی بِكَنیم؟ بقیهاش را بردار بخوان.
