
جلسه ۷۵۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کیفیت تحقق مقام جمعیّت، در عین کثرت 14/2/1433
جلسه ۷۵۳
16بله آقا از این مسائل ... بله آنوقت آن بنده خدایی كه از قوم و خویشهای ما هم بود، او هم خوشش نیامد! آخر او هم هی میخواست تعریف كند، من هم گفتم: آره این آدم كُشه را میگویید؟
آمد تعریف كند، گفتم: این بله آقا! این اولیاء خدا را گرفته همینطوری كشته و بیگناهان و فلان و این حرفها.
گفتش كه: پس شما ضدّ صوفی نیستید؟
گفتم: به! صوفی چه است؟ ما خودمان از ...
بله ... آن صوفیهایی كه اهل كلك و حقه بازی و مردمفریبی و آنها هستند، خب بله! این همه ما داریم در خودمان، حالا هم دو تا از آنها باشند! چه ایراد دارد؟ مگر حافظ نمیفرماید؟ یكدفعه به مرحوم آقا گفتم: حافظ میگوید، گفتند: چه گفتی آقا؟ حافظ میفرماید! جناب حافظ میفرماید!
صوفی نهاد دام و سر حیله باز كرد *** بنیاد مكر با فلك حیله باز كرد (یا «حقه باز كرد») صوفی اینطوری هم داریم! از آنطرف در شعر دیگرش آن صوفی دیگر را هم داریم. كه:
صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق *** نیست فردا گفتن از شرط طریق نه این مال حافظ نیست. اشعار دیگرش كه چیز صوفی میكند.
كه ای صوفی چه در انبانه داری *** بیا دامی بنه گر دانه داری جوابش داد گفتا دام دارم *** ولی سیمرغ میباید شكارم همه جا. آن بدش هست و آن خوبش هم هست. عالم، عالمِ بدش هم هست. مگر كسروی عالم نبود؟ هان؟ مگر سید ضیاء طباطبایی عالم نبود؟ مگر تقوی عالم نبود كه رئیس دیوان رضا شاه بود و در همین مدرسه فیضیه هم حجرهاش بود؟ سید ضیاء تقوی دیگر! همبحثی و همدرسی آقای خمینی هم بود. اجازه اجتهاد هم داشت. مگر علامه وحیدی هجده اجازه اجتهاد از نائینی و اینها نداشت؟ بعد آمد حجاب و اینها را برداشت و زن خودش را با سر برهنه در مجلس كشف الحجاب كرمانشاه آورد و فلان و سناتور شد و كشتنش. از آنهایی كه بعد از انقلاب كشتند و به حق هم كشتند، یكی همین؛ به ناحق خیلیها كشته شدند، ولی به حق، اینها بودند. همین وحیدی و علی دشتی ـ سناتور دشتی و این وحیدی و اینها بودند ـ بله. آنوقت در یك مجلس، در همین قم، همین علمای قم، همین علمای قم. و افراد، مرحوم پدر ما هم بودند، آن موقع به كشته شدنِ علامه وحیدی مرتدّ بیدین و عوامل كذا، كه این موجب كشف حجاب شد، به كشتن این اعتراض میكردند! كه این مگر چه گناهی كرده است كه این باید اعدام شود؟ كه مرحوم پدر ما در آن مجلس گفتند: لعنة الله علیه! ـ همینطور بلند! دیگر همه خفه شدند! همه خفه شدند! ـ این هزار بار میبایست اعدام شود؛ یك اعدام برای او بسیار كم بود!
