
جلسه ۷۵۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کیفیت تحقق مقام جمعیّت، در عین کثرت 14/2/1433
جلسه ۷۵۳
13بعضیها را اینطوری چیز میكردند دیگر. همان زمان سابق، میگفتند همین، میزنیم، یك انگی هم بهت میزنیم، انگ هم كه ماشاءالله! تا طاق میشود انگ بست! از این چیزها هم كه در دكان هر عطاری پیدا میشود. یك انگ به تو میزنیم و یواشكی هم سرت را زیر آب میكنیم، آب از آب تكان نمیخورد.
یك دفعه میبینی ول داد. وا داد. میگوید نه!
میخواهد مردم بدانند. تا جایی كه مردم بدانند و افراد بدانند، میآید جلو. همین كه ببیند كسی خبری نیست ... پس معلوم است كه این حر نیست، این بنده نفس است. این بنده نفس است كه الآن به این صورت آمده و میخواهد خود را نشان بدهد. حر آن كسی است كه چه كسی بداند، چه كسی نداند، دنبال عقیده خودش، و دنبال مسئله خودش میایستد. آن آدم آدم حر است. درست شد؟
حریتی كه امام حسین دارد، حریت مربوط به تعدی نفس نبود. آن كسی كه از لشكر یزید دارد به امام حسین میگوید، دارد امام حسین را اینطور معرفی میكند: إنّ نفس أبیه بین جنبیه. یا بعضیها مثلا گفتهاند: إنّ نفساً أبیه بین جنبیه.
یك دفعه دیدم یكی در سخنرانیاش میگفت: إنّ نفس أبیه بین جبینه. این غلط است این ترجمه. جبین یعنی اینجا، بین جبین نمیگویند. نفس بین جبین نیست. جنبیه یعنی قلبش؛ در سینهاش.
إنّ نفس أبیه ... این امام حسین أبی نبود، أبی عادی نبود، (....) این حریت امام حسین به استغناء ذاتی او بر میگردد، كه آن استغناء ذاتی، استغناء ذاتی پروردگار است. كه این الآن تجلیاش در این سیدالشهداست. وقتی اینطور باشد، خب آن هم همیشه حر است. دیدهاید خدا تا به حال بنده كسی باشد؟ طوق عبودیت كسی را به گردنش بیندازد؟ امام حسین هم همینطور است. اول و آخر بیایند، این حر است. ظاهر و باطنش یكی است. شیوع پیدا بكند، شیاع پیدا بكند یا نكند، یكی است. فرق نمیكند. مردم بیایند یا نیایند یكی است. سیهزار لشكر عمر سعد روز عاشورا یك دفعه ملحق به امام حسین بشوند؛ هیچ! انگار نه انگار، باز دارد دیوار را نگاه میكند!
