
جلسه ۷۵۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کیفیت تحقق مقام جمعیّت، در عین کثرت 14/2/1433
جلسه ۷۵۳
12ما توفیق نداریم. ما فقط توفیق داریم یك امام ببینیم. خدا بر این بیتوفیقی ما بیفزاید! تا دم مرگ! تا دم مرگ ما فقط یك امام بیشتر نبینیم. درست شد؟ خیلی خب. الآن این فرض بكنید كه امام علیه السلام جانش در خطر است. چند نفر كمین كردهاند، حضرت را بكشند. بر شما واجب است جلویش بایستی و كشته بشوی و نگذاری او بمیرد. دفاع از امام معصوم شرعا چی است؟ واجب است. درست شد؟ چرا اینها انجام ندادند در شب عاشورا؟ همهشان هم میدانستند. چرا انجام ندادند؟ هان؟ چون امام حسین حرّ است. آزاد است. میگوید راه من این است. میخواهی، این. نمیخواهی ...
یعنی انقدر حریت، كه حتی حكم واجب شرعی را به آنها نمیگوید. به كجا دارید میروید؟ جهنم را دارید برای خودتان میخرید، فلان میكنید، حكم شرعی را كه واجب است امام به آنها نمیگوید! میگوید خب خودشان میدانند دیگر. و او از روی عظمت و جلال و حریت و آزادی كه اصلا اسم آزادی شرم دارد كه آدم به یك همچنین افرادی بگوید اینها حرّند و اینها ... اصلا آزادی در آخرین مرتبهاش، در اطلاقیتش، حریت، حریتی كه نه ناشی از تعدی نفس است، حریتی كه ناشی از حریت مطلقه پروردگار است! حریتی كه ناشی از مقام استغناء است. امام حسین حرّ بود، نه مثل حریت ما. خیلی از حریتهایی كه ما داریم، حریت تكبرانه است. عربها هم همینطور بودند. در عربستان و اینها، گاهی از اوقات اتفاق میافتاد كه اینها میگفتند كه مثلا میرفت در میدان، شخص از پشت سر میآمد، میگفت تو نامردی! اگر تو مرد بودی از جلو میآمدی. و آن شخص میآمد و گردن این را میزد، این سرش را بر نمیگرداند نگاه كند! عارش میآمد كه سر را برگرداند نگاه كند! درست شد؟ خب این كه فایده ندارد! این ناشی از انانیت نفس است! الآن خیلی از افراد هستند كه كمونیست هستند، كمونیست هستند، اما اینها میگویند ما پای حرفمان میایستیم، تا مرگ هم میرویم، و چه هم میكنیم. در همان زمان شاه مگر نبودند؟ اصلا قبول ندارد، درست شد؟ و میگویند ما ... یعنی وقتی بیفتد نفس در مقام تفاخر و تظاهر و اینها ... حالا اگر همین كه كمونیست است، به او بگویند: یك جوری سرت را زیر آب میكنیم، آب از آب تكان نمی خورد، هیچكس هم نمیفهمد. یك دفعه میبینی چه؟ وا رفت!
