
جلسه ۷۵۳
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية کیفیت تحقق مقام جمعیّت، در عین کثرت 14/2/1433
جلسه ۷۵۳
10و این همه جا هست. خیال نكنید كه مسئله فقط مربوط به این قضیه است نه، در خود ما همینطور است. در حوزه خودِ ما، در اینجا هم همینطور است. هیچ فرقی نمیكند. یك جا انسان یك مطلب حقی را ببیند و اغماض كند، گاهی مطلب حقی را ببیند و مطلب حق را پیروی كند. بله؟ این، این یك واقعیتی است كه این واقعیت در كُمون و در نهاد تشیع این واقعیت قرار دارد. اصلا مكتب تشیع، ـ این را رفقا بدانند ـ مكتب تشیع اصلا بر اساس حریت و بر اساس آزادی است. خود مكتب تشیع. شما هیچ كجا پیدا نمیكنید، از زمان رسالت پیغمبر تا الآن و زمان حضرت بقیه الله أرواحنا فداه، هیچكجا پیدا نمیكنید كه در یك جا امام بگوید باید این كار را بكنید، فضولی هم موقوف! اصلا پیدا نمیكنید. اگر امام به یك نفر میگوید باید این كار را بكنی، چون میداند كه او نسبت به این مسئله معتقد است.
تا حالا دیدهاید به أبیدرداء و نمیدانم ابن أبی العوجاء بگوید برو در تنور؟ گفته؟ نگفته. چرا؟ چون امام صادق را قبول ندارد.
امام صادق به كی میگوید برو در تنور؟ به آن خراسانی. میگوید اگر تو مرا امام قبول داری، اگر مرا به عنوان یك فردی كه مشرف بر مصالح و مفاسد نفسالأمریه است، ـ یعنی حداقلش. ما كه در امام مرحله اشراف را قبول نداریم! امام نفس الواقع است! و متن الواقع است! و واسطه واقع است، و مجری و مجرای واقع است. اشراف چیست؟ اشراف مال ماهاست! اشراف بر مصالح و مفاسدِ؟ مال بچه مكتبیهای راهِ سیر و سلوك است. بچه مكتبی است! برای كسانی كه وقتی كه من میروم با او صحبت میكنم، تا به من نگاه میكند، میگوید در راه آمدی راجع به من چه فكر كردی؟ ها؟ رفیق من به من میگوید! این امام صادق است؟ این اشراف دارد بر مصالح و مفاسد. اما آنهایی كه پا از این بالاتر گذاشتند، امثال ائمه و پایینتر از آنها، كه حالا دیگر چیزهاییست كه نمیشود گفت، حالا فعلا سربسته، قضیه، قضیه اشراف نیست. حداقلش را میگوییم اصلا اشراف بر واقع، اشراف بر مصلحت. درست شد؟ ـ امام صادق كه به ابن ابی العوجاء كه نمیگوید بلند شو برو. بلند شو برو در تنور. به كه میگوید؟ به یك مسلمان میگوید، به یك شیعه میگوید، به یك كسی كه به او میگوید: یابن رسول الله تو امر كن، ما جان میدهیم.
