اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت مثل افلاطونی و جایگاه آن در هستی

تبیین نسبت میان وحدت حقیقت و کثرت موجودات عالم

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت «مُثُل افلاطونی» و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه افلاطون درباره حقایق کلی آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که چگونه یک حقیقت واحده در مراتب نزول خود، به اشکال و اصناف گوناگون ظهور پیدا می‌کند. در ادامه، ضمن تأکید بر تأثیر کشف و شهود بر عقلِ فیلسوفان، به ضرورت بهره‌گیری از معارف عالیه اهل‌بیت علیهم‌السّلام برای درک صحیح حقایق هستی اشاره می‌شود. استاد با نقد نگاه ظاهربینانه به مسائل دینی و ولایی، بر لزوم حریت و مناعت طبع در نشر معارف حق تأکید کرده و در نهایت، مسیر بحث را به سوی پرسش بنیادین درباره چگونگی صدور کثرات از آن حقیقت واحده سوق می‌دهند تا زمینه برای تبیین دقیق‌تر در جلسات آتی فراهم شود.

حقیقت مثل افلاطونی و جایگاه آن در هستی

3
  • ببینید ما مى‌خواهیم اینجا یک بیراهه بزنیم یعنی اگر تا اینجا نظر رفقا باشد مطلب افلاطون را نقل کردیم و تأیید هم براى مطلبش آوردیم ولى از اینجا مى‌خواهیم یک مقدارى با نظر افلاطون فاصله بگیریم.

  • تأثیر کشفِ اهل شهود در عقل آنها

  • افلاطون مرد بزرگى بود؛ از اهل معنا بود و نحوۀ تفکرش با سایر افراد متفاوت بوده و از آن مقام ذوقى و شهودش براى مرتبۀ بیان و استدلالش کمک مى‌گرفت. اینها همه به‌جاى خودش محفوظ و صحیح هم هست و واقعیت هم همین‌طور است. طبیعى است که هر کسى که از اهل کشف است نمى‌تواند آن کشفِ او در عقل او بى‌تأثیر باشد. این مسئله محال است.

  • شکل‌گیری عقل به تناسب واقعیت خارجیه

  • کسى که یک واقعیتى را دارد مى‌بیند، عقل او هم به تناسب همان واقعیت خارجیه شکل مى‌گیرد و استدلالى که مى‌آورد و ترتیب بیان ادله و حجج او براساس شهود خارجى است. چطور یک عقل مى‌تواند بر یک مسیرى حرکت کند درحالی‌که قلب او چیز دیگرى را مشاهده کرده است؟! چطور یک عقل مى‌تواند استدلال بر وجود روز کند درحالی‌که قلب او دارد مشاهده مى‌کند که الآن شب است و شب ظلمانى است؟! این اصلاً امکان ندارد.

  • اختلاف سطوح کلام ائمه علیهم‌السّلام

  • لذا از این نقطه‌نظر مى‌توانیم بگوییم که در اعتماد و وثاقتى که مى‌توانیم نسبت به اهل معنا و دانش پیدا بکنیم باید به سراغ آنهایى برویم که صرفاً درصدد بیان استدلال عقلى نمى‌توانند باشند. همان‌طورى‌که نسبت به مسائل شرع و نسبت به مسائل دین و راه‌هایى که شرع در این مورد براى انسان بیان کرده و راهنمایى‌هایى که کرده است، از باب صادق مصدَّق در اینجا هم نمى‌توانیم این مسئله را در این قضیه بى‌تأثیر بدانیم گرچه قاعدۀ «إنّا مَعاشرَ الانبیآء أُمرنا أن نُکلّمَ النّاسَ عَلَى قَدرِ عُقولهم»1 ما را نسبت به مطالبى که از ائمه و از روات دین بیان مى‌شود دچار تأمل مى‌کند ولى کلام ائمه این‌طور نبوده که همه در یک سطح باشد. مطالب عالى و راقى که آنها براى خواص بیان مى‌کردند، ما مى‌توانیم به آن مطالب تمسک کنیم و آن مسائل و آن مطالب را به‌عنوان راه‌گشا براى کیفیت استدلال و بیان و حجت قرار بدهیم! بله، مطالب دیگرى هم بوده مثل اینکه در روایات امام رضا علیه‌السّلام نسبت به نماز صبح و امثال‌ذلک و اینها هست، خب اینها چیزهایى است که افراد عادى مى‌آمدند و از حضرت سؤال مى‌کردند و خب آن کسی که از بادیه و پشت خیمه بلند شده آمده یا فرد بى‌اطلاع است، چگونه ممکن است که حضرت براى او از اسرار و معانى رقیقه و لطیفه و دقیقه بخواهد مسائلى بیان کند؟! حضرت هم درخور فهم و شأن آنها مطالب را براى آنها مى‌فرمایند.

    1. الکافی، ج 1، ص 23؛ ولایت فقیه در حکومت اسلام، ج 3، ص 44.