اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت «مُثُل افلاطونی» و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه افلاطون درباره حقایق کلی آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که چگونه یک حقیقت واحده در مراتب نزول خود، به اشکال و اصناف گوناگون ظهور پیدا می‌کند. در ادامه، ضمن تأکید بر تأثیر کشف و شهود بر عقلِ فیلسوفان، به ضرورت بهره‌گیری از معارف عالیه اهل‌بیت علیهم‌السّلام برای درک صحیح حقایق هستی اشاره می‌شود. استاد با نقد نگاه ظاهربینانه به مسائل دینی و ولایی، بر لزوم حریت و مناعت طبع در نشر معارف حق تأکید کرده و در نهایت، مسیر بحث را به سوی پرسش بنیادین درباره چگونگی صدور کثرات از آن حقیقت واحده سوق می‌دهند تا زمینه برای تبیین دقیق‌تر در جلسات آتی فراهم شود.

حقیقت مثل افلاطونی و جایگاه آن در هستی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت «مُثُل افلاطونی» و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با تحلیل دیدگاه افلاطون درباره حقایق کلی آغاز شده و با تبیین این نکته ادامه می‌یابد که چگونه یک حقیقت واحده در مراتب نزول خود، به اشکال و اصناف گوناگون ظهور پیدا می‌کند. در ادامه، ضمن تأکید بر تأثیر کشف و شهود بر عقلِ فیلسوفان، به ضرورت بهره‌گیری از معارف عالیه اهل‌بیت علیهم‌السّلام برای درک صحیح حقایق هستی اشاره می‌شود. استاد با نقد نگاه ظاهربینانه به مسائل دینی و ولایی، بر لزوم حریت و مناعت طبع در نشر معارف حق تأکید کرده و در نهایت، مسیر بحث را به سوی پرسش بنیادین درباره چگونگی صدور کثرات از آن حقیقت واحده سوق می‌دهند تا زمینه برای تبیین دقیق‌تر در جلسات آتی فراهم شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت مثل افلاطونی و جایگاه آن در هستی

10
  • مگر پدر ما آن موقع نمى‌گفت که نکن؟! تو مسخره‌اش نمى‌کردى؟! مگر در مجله‌ات مسخره‌اش نکردى؟! در حرف‌ها و صحبت‌هایت این‌طرف و آن‌طرف مگر مسخره نمى‌کردى؟! نمی‌گفتی: این آقاى طهرانى مى‌خواهد خودش را مطرح کند! این آقاى طهرانى ... چه کسى این حرف‌ها را مى‌زد؟! حالا بخور! نوش جانت!

  • همین‌جا، خدا همین‌جا قبل از روز قیامت مى‌آورد. حالا روز قیامتش بماند که همۀ ما را روز قیامت دراز مى‌کنند همین‌جا خدا مى‌آورد قشنگ کف دستت مى‌گذارد.

  • این معنا معناى ولایت است. دفاع از ولایت به این مى‌گویند. بلند نشوى بیایى یک حرفى بزنى که همه مسخره‌ات کنند و همه به تو بخندند، این معنای ولایت است. حالا گنبد عسکریین خراب مى‌شود [می‌گویند که] اوه! چه کنیم، فلان کنیم!

  • من نمى‌گویم که خوشحالى کنیم ولى مى‌گویم که خراب شد که شد. مشکلى پیش نیامده است. دوباره درست مى‌کنند. دوباره بهتر درست مى‌کنند. بیایید مبانى امام عسکرى و امام هادى علیهماالسّلام را بردارید به مردم بگویید با عملتان، با رفتارتان، نه با هوچى‌بازى و حرف‌هاى دریده و بى‌ادبانه و بى‌تربیتانه که آبروى اهل‌بیت را با همین حرف‌هایتان دارید مى‌برید! آبروى مکتب اهل‌بیت را با همین نمایتان دارید مى‌برید. این سنّى‌هایى که دارند این کارها را مى‌کنند چه مى‌گویند؟! اینها همین‌ها را مى‌گویند. مى‌گویند که این مکتب اهل‌بیت است؟! این فلان است؟! آن قضیه این است؟! رسیدن به دادِ هر مظلوم این است؟! این است [سیرۀ] اهل‌بیت و ائمۀ شما که از آن حمایت و دفاع مى‌کردند؟! واقعاً عجیب است! آدم از خجالت نمى‌تواند سرش را بلند کند! واقعاً حرف‌هایی که آدم از این مردم مى‌شنود، مى‌بیند همان حرف خودشان را دارند مى‌زنند و مطلب خودشان را دارند مى‌گویند. خلاف، خلاف است. هرجا که مى‌خواهد باشد خلاف است و تفاوتى نمى‌کند.

  • مرحوم آقا مى‌خواهند این را بگویند که این مربوط به مناعت محبوب است و این از آنجا آمده است! ما فقط یک واسطه هستیم و آن مطلب را داریم مى‌رسانیم. محبوب در نزد ما ناموس ما به‌حساب مى‌آید! کسى نمى‌آید ناموسش را در اختیار همه عرضه بدارد. آن ناموس در مقام منیع و عزت و در مقام رفعت قرار دارد و شأن و مرتبۀ او بالاتر از این است که براى ابراز و اظهار او ما دست تکدّى به‌ صورت افراد عوام ـ همه عوام هستند ـ بخواهیم دراز بکنیم! نه! یعنى آن ولىّ الهی و آن عارفی که دارد مى‌گوید که ما براى نشر کتاب‌هاى خود حتى براى مطلب حقمان هم، دست التجاء به‌سوى کسى دراز نمى‌کنیم، مى‌خواهد بگوید که این حق برای من نیست که من بخواهم بیایم راجع به آن التماس کنم. این حق، حق است و مربوط به ذى‌حق است؛ ﴿ذَٰلِكَ بِأَنَّ ٱللَهَ هُوَ ٱلۡحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدۡعُونَ مِن دُونِهِۦ هُوَ ٱلۡبَٰطِلُ﴾1 این حرف، حق است و حرف حق مربوط به اوست و مربوط به من نیست و اگر بخواهم این کار را انجام بدهم، دخالت در حریم او کرده‌ام. این نکته دقیق است! دخالت در حریم او کرده‌ام و دخالت در حریم او حرام است! مگر من مى‌توانم دخالت کنم؟! مگر من مى‌توانم بیایم محبوب خودم را در کوچه و بازار عرضه بدارم؟! مگر من مى‌توانم آن شخص ربّ خودم را و آن ذات عزیز و منیع را پایین بیاورم پایین بیاورم پایین بیاورم تا در اختیار [عوام] قرار بدهم؟!

    1. . سوره حج (22) آیه 62.
      ترجمه: «این [قدرت بی نهایت او نسبت به امور آفرینش و نسبت به وضع و حال مردم] برای این است که فقط خدا حق است، و اینکه آنچه را جز او می پرستید، باطل است.» (محقق)
/