
جلسه ۷۵۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی بعضی تاویلات در ماهیت مثل 13/2/1433
جلسه ۷۵۲
7مرحوم آقا میفرمودند ما این حرفها را در كتاب مینویسیم، ـ حالا این مطالب ایشان بود ـ آنی كه باید بفهمد، میفهمد! صد هزارتای دیگر نگاه میكنند، مسخره میكنند.
خب من به مرحوم آقا میگفتم آقا شما كه اینها را كه برای آنها نمینویسی! كه مسخره میكنند. آنها مسخرهشان را میكنند. شما اینها را برای آنی مینویسید كه له سمعٌ؛ و له أذن و له عین! این برای او مینویسد. و الّا كتاب شما كه بالاتر از نعودذبالله كه قرآن نیست. قرآن را مگر چكار میكردند؟ مسخره نمیكردند؟ خب پیغمبر این قرآن را برای ابوسفیان آورده؟ نه والله! برای ابوجهل آورده؟ نه والله! قرآن را آورده برای ابیذر. برای سلمان. برای حذیفه. برای مقداد. برای حبیب. برای محمد بن ابی بكر. برای مالك. برای نمیدانم این اصحاب. برای آنهایی كه بخواهند جلوتر بروند و همینطور هی مرتبه، مرتبه ترقی كند و الّا اصلا كی گفته خدا قرآن را برای ابوجهل آورده؟ برود پی كارش برود گم بشود! ابوجهل كی است؟
لذا وقتی میبینید كه كسی یكی از مطالب را مسخره میكند، اصلا این مطلب را برای این نیاوردهاند
من یك وقتی حرفی را میزنم، طرف میگوید آقا این حرفت چرت و پرت است. میگویم واقعا صد در صد درست است. هیچ شكی در آن نیست. اصلا این را برای تو نگفتهام كه میگویی چرت و پرت است. من این را برای این گفتهام. خب این هم كه نمیگوید چرت و پرت است. پس بیحسابیم! نه تو حساب داری نه ما! چرا من ناراحت بشوم؟ این حرفی كه میزنم، تو نشنو! گوشت را بگیر. برو آبگوشت را بپز. آنی كه باید بشنود، میشنود. خیلی خب. نه تو ناراحت بشو نه ما. هیچكدام. خب این یك حریتی است كه همه باید داشته باشیم. شرط اولی آمدن و خواندن این علوم آل محمد همین حریت است، این حریت است! این را باید همه داشته باشیم. اما آنی كه او میگوید این یك چیز دیگر است. آنها بالاتر از این میگویند. آنها میگویند این حرف، حرف ما نیست. این حرف حرف ما نیست. حرف كی است؟ حرفی است كه مربوط به اوست؟ حرفی است كه مربوط به آن محبوب است! حرفی است كه مربوط به آن معبود است. حرف محبوب از محبوب آمده؛ گرچه از زبان من آمده و از قلم من آمده. حرف مال اوست. درست شد؟ وقتی حرف مال اوست! محبوب كه نمیآید تنازل كند و دست نیاز و التجاء به سوی این سفله دنیا دراز كند. آن در مقام مناعت و در مقام عزّت و در مقام رفعت خودش متمكّن است. او به سرناید زخود آنجا كه اوست!
