اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی بعضی تاویلات در ماهیت مثل 13/2/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۵۲

4
  •  همین دیروز مشهد مشرف بودیم، با چندتا از دوستان صحبتی بود، من گفتم كه: ببینید! چقدر این صحبت عجیب است، یك كلامی از مرحوم آقا به تناسبِ حال، پیش آمد كه ایشان برای انتشار كتاب‌های خودشان فرموده بودند: ما در مطالب حقمان حتی از كسی استمداد نمی‌كنیم و التماس نمی‌كنیم و درخواست نمی‌كنیم. چاپ می‌كنند، می‌كنند؛ نكنند، نكنند! بماند!

  •  گفتم این یك مطلبی است كه اگر بخواهیم نگاه كنیم قابل قول است در همان وهله اول فرض كنید كه سرسری مسئله را ترسیم كردم، و آن این بود كه: شخصی كه عارف و ولی خداست، حر است، و آزاد! كه دست التجاء و التماس به سوی كسی دراز نمی‌كند. می‌خواهند بكنند، می‌خواهند نكنند بماند. مطالب مطالبی است كه حق است. و می‌فرمودند ما یك كلمه هم از این كوتاه نمی‌آییم و از این مطالب یك كلمه هم كم نمی‌كنیم و سانسور نمی‌كنیم. و بماند؛ و اصلا خود اصل كتاب به خاطر همین یك كلمه است! تمام یك كتاب به خاطر همین یك سطر است، آن وقت شما می‌گویید این یك سطر را بردار؟ خب این می‌شود مثل بقیه! خب چرا دیگر ما بنویسیم؟ الآن دارند می‌نویسند! افراد می‌نویسند، زیاد هم می‌نویسند! كاغذها، روزنامه‌ها، مجلات، مقاله‌ها! این‌ها هستند، زیادند. آن مطلبی كه الان به درد من و شما می‌خورد همین یك كلمه است. همین نیم‌سطر است، همان یك خط است، همان یك پاراگراف است. این الآن به درد ما می‌خورد و باید بنویسیم. و آن هم شما می‌گویید بردار، حذفش كن، قیچی‌اش كن، كم و زیاد كن! خب این صحیح نیست. خب این یك چیزی است كه به نظر می‌آید كه این نظر عادی است. كه این‌ها خب از دنیا گذشته‌اند، این‌ها به دنبال رسم و رسومات نیستند. به دنبال شهرت و سمعه و امثال ذلك نیستند. می‌گویند كتابمان چاپ بشود، نشود، نشود. مثل فلان آقا نیستیم كه فرض بكنید كه كاغذ ارشاد را بردارد به اسم خودش و كتاب‌های خودش را چاپ كند.