
جلسه ۷۵۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی بعضی تاویلات در ماهیت مثل 13/2/1433
جلسه ۷۵۲
2در قضیه مثل افلاطونیه، یك همچنین تنظیری را ما میتوانیم بیاوریم، اما خب تنظیر است نه اینكه واقعیت همین است. در توجیه كلام افلاطون باید مطلب را اینطور بیان كرد كه هر شیئی كه تحقق خارجی پیدا میكند و به صورت مصداق خاصی در میآید، این نمیتواند بدون امتیاز از دیگری باشد. اگر بخواهد بدون امتیاز باشد، عین او خواهد بود. و اجتماع مثلین، و اجتماع عینین ـ یعنی مثل به همان معنای عین ـ فی آنٍ واحد؛ و این چیست؟ این ممتنع است. روی این جهت هر تمایزی در اصل حكایت از یك واقعیتی میكند. در اصل خودش. در آن حقیقت ربطیه خودش به واسطه آن اختلاف است كه ظهور او هم مختلف خواهد بود. اگر شما یك دانه تخمی را در یك زمینی بكارید، این دانه تخم با شرایط و خصوصیاتی كه به خود میگیرد، درخت خاصی را به وجود میآورد. اما اگر همین دانه تخم در زمین دیگری كاشته بشود، گرچه دانه، دانه واحد است و درخت همان است، اما خصوصیت آن درخت باز تفاوت میكند. لذا شما میبینید یك نهال را در نقاط مختلف میكارند و هركدام از این نهالها شكل خاص خودش را دارد و میوه مخصوص به خود را میدهند. میوه، میوه سیب است، ولی یك سیب انواع و اقسامی دارد، مزههای مختلفی دارد. و این مزههای مختلف و طعمهای مختلف به واسطه شرایطی است كه پیدا میكند و به وجود میآید. آن دانه سیب اول میشود چه؟ مثل افلاطونی. یعنی آنی كه حقیقت شیء را تشكیل میدهد. اما این حقیقت شیء در میانِ و در لایههای مختلف سلسله علل و اسباب میتواند به اشكال مختلفه بروز و ظهور پیدا بكند. آن اسمش مثل افلاطونی است. مثال افلاطونی عبارت است از همان حیثیت واحدهای كه آن حیثیت واحده تبدیل به نوع دیگر نمیشود. یك دانه سیب، تبدیل به یك دانه پرتقال نمیشود. هركاری هم بكنند نمیشود. آن شرایطِ و خصوصیات خودش را دارد و این خصوصیات مربوط به خودش است. بله، ممكن است رنگش و طعمش فرق كند، رائحه اش تفاوت پیدا كند بر حسب شرایط محیط و شرایط زمان. كه اختلاف در اینجا طبیعی است.
