
جلسه ۷۵۲
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية بررسی بعضی تاویلات در ماهیت مثل 13/2/1433
جلسه ۷۵۲
1بررسی بعضی تاویلات در ماهیت مثل
أعوذ باللَه من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وأوّل بعضهم المثل الأفلاطونیه إلی الموجودات المعلقه التی هی فی عالم المثال و هو إذا غیر صحیح
خب بعضیها در توضیح مسئله مثل افلاطونی مطالبی را بیان كردهاند و در توجیه قضیه این مثل، به طریق دیگری این مطلب را توضیح دادهاند. همانطوری كه خدمت رفقا عرض شد، در قضیه مثل افلاطونی، ـ البته این مطالب مؤید به شهود و كشف هم هست ـ مطلب برمیگردد به یك حقیقت واحدهای كه آن حقیقت واحده، منبعث از آن اسامی و صفات كلیه پروردگار و لایتناهی اوست، كه در كیفیت نزول آن صفت و آن اسم، از آن ذات، یك حقیقت نوعیه مخصوصی در عالم خارج، تكوّن پیدا میكند. كه آن حقیقت نوعیه، به صورت یك واقعیت مبهمه، آن واقعیت مبهمه نه اینكه در خارج مبهم است، بلكه در ذهن به شكل ابهام میتواند ترسیم پیدا كند!
اگر یادتان باشد من برای این قضیه یك مثالی زدم. گفتم اگر شما یك شبحی را در خارج میبینید كه دارد حركت میكند، این شبح یك واقعیتی مبهمه است، كه در مقابل شما همینقدر جماد نیست؛ حالا یا حیوان است و یا این انسان درخت نمیتواند حركت كند؛ سنگ نمیتواند حركت كند؛ انسان حركت میكند یا حیوان.
خب در ذهن این به عنوان یك حقیقت مبهمه الآن تصور پیدا میكند. تا وقتی كه این نزدیك بشود و تشخص صنفی و بعد هم تشخص مصداقی بر آن مترتب بشود. اینها همه سلسله مراتبی است كه در ذهن از ابهام به تعین این طی بشود، اما آنچه كه در خارج است یك واقعیت است. كه آن دیگر مبهم نیست. مربوط به خودش است. در ذهن ماست كه این مسئله به نحو ابهام شكل میگیرد. اما آنچه كه در خارج هست، یك واقعیت است و آن واقعیت همان حقیقتی است كه آن الآن متصف به اوست. إمّا حیوانٌ أو إنسان و صنفٌ و مصداق خاص من كلّ منهما.
