اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرت‌های ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمی‌گردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته می‌شود. استاد با نقد تفاسیر تقلیل‌گرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار می‌دهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی می‌کشاند.

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرت‌های ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمی‌گردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته می‌شود. استاد با نقد تفاسیر تقلیل‌گرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار می‌دهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی می‌کشاند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

21
  • غلبۀ تقدیر خداوند بر تدبیر ما

  • ما مى‌خواهیم تدبیر خود را بر تقدیر خدا غالب کنیم! تقدیر خدا را در زیرمجموعۀ خودمان دربیاوریم! خدا مى‌گوید: ما در کارمان این یک قلم جنس را نداریم! اگر تدبیر تو با تقدیر من مخالف افتاد، آنکه غلبه مى‌کند تقدیر من است نه تدبیر تو، بنشین سر جایت و مواظب مقام عبودیتت هم باش و پایت هم در کفش منِ خدا نکن! همیشه تقدیر من بر تدبیر تو غلبه مى‌کند! از اول تابه‌حال که خلق کرده‌ام یک مورد هم نشده است که تقدیر من مغلوب تدبیرى بشود! تابه‌حال اتفاق نیفتاده است و براى تو هم اتفاق نخواهد افتاد! صحبت در این است. ولى در قضیۀ عاشورا می‌بینید که امام حسین به برادرش اباالفضل علیهما‌السّلام هم مى‌گوید: برو و شوخى هم نمى‌کند! به علی‌اکبر هم مى‌گوید: برو! این چه داستانى است؟! مسئله چه بوده است؟! مسئله فقط مسئلۀ یک ظلم عادى و یک خون ریختن عادى و یک صحنۀ عادى بوده است یا نشان دادن یک عظمت لایتناهى و یک عزت لایتناهى و یک تسلیم عبودیت محضه درقبال معبودیت مطلقه بوده است؟! اگر براى عاشورا این معنا را فرض کنیم آن‌وقت دیگر «کلُّ أرضٍ کربلا و کلّ یوم عاشورا نخواهد بود!

  • بله! از آنجایى که قضیۀ عاشورا یک سمبل است و همه باید خودشان را نسبت به آن نزدیک کنند و از آن باید الگو بگیرند، از این نقطه‌نظر مى‌توانیم بگوییم که در هر صحنه‌اى از صحنه‌هاى دنیا که در آنجا مى‌خواهد حقى اماته بشود و باطلى احیا بشود و یا خونى ریخته بشود، یک نشانه‌اى از عاشورا هم در آنجا هست! چرا که عاشورا یک قضیه شخصیه و مصداقیه است. یک قضیۀ کلى است که این قضیۀ کلى ذومراتب است؛ مرتبۀ اعلاى آن همان است که خودش اتفاق افتاده و مراتب پایینش [همین چیزهای دیگر است]. شما در زندگى خودتان هم عاشورا و کربلا دارید؛ به زنتان زور بگویید، جزو دستۀ یزید شدید! حق بگویید، در دستۀ امام حسین مى‌روید! اینکه چیز مهمى نیست. یعنى انسان همیشه باید همین واقعه و حریت و آزادگى را حفظ کند! انسان همیشه باید حر باشد! همیشه باید آزاد باشد! در ارتباط با رفیقش باید حر باشد! در ارتباط با شریکش باید حر باشد! باید همۀ آن لحاظ و ملاحظات را داشته باشد!

/ 260