اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرت‌های ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمی‌گردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته می‌شود. استاد با نقد تفاسیر تقلیل‌گرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار می‌دهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی می‌کشاند.

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرت‌های ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمی‌گردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته می‌شود. استاد با نقد تفاسیر تقلیل‌گرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار می‌دهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی می‌کشاند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

20
  • حضرت اباالفضل و حضرت علی‌اکبر در صبح روز عاشورا تصمیم داشتند که نگذارند حتی یکى از اصحاب بیرون بیایند؛ گفتند: هردوى ما باهم و مجتمعاً بدون اینکه جدا بشویم مى‌رویم ـ حالا کسی دیگر هم خواست بیاید، بیاید ـ و بساط اینها را برمى‌داریم! یک مشت شپش و جوجه به ما افتاده‌اند و مى‌خواهند ما را چه‌کار کنند! و این کار هم از آنها برمى‌آمد که بروند و بزنند و قضیه را تمام کنند! مثل همان کارى که پدرشان مى‌کرد! امیرالمؤمنین علیه‌السّلام چه‌کار مى‌کرد؟! وقتى یک تنه مى‌رفت، همه را به هم مى‌مالاند و مى‌رفت! گفتند که برویم این کار را بکنیم. چرا امام حسین اجازه نداد و گفت که نه بایستید؟! قضیه چه بود؟! چه مسئله‌اى در کار بود؟! و ما در روز عاشورا و قضیۀ عاشورا از این چیزها خیلى مى‌بینیم که مسئله را از یک مبارزۀ عادى جدا مى‌کند. خود لشکر امام حسین علیه‌السّلام مى‌توانستند با افراد و اصحاب بیایند و یک حمله بکنند و بگیرند و آن شریعه را ببندند و نگذارند کسى آب بخورد! مى‌توانستند این کار را بکنند. چرا حضرت این کار را نکردند؟! تنها نگرانى ابن‌زیاد و عمر سعد و اینها وجود حضرت اباالفضل علیه‌السّلام بود! گفتم که وقتى که حضرت کشته شد هلهله به پا شد و گفتند کار حسین دیگر تمام شد!

  • اینها چیزهایی است که واقعیت‌ها و قضایاى دیگرى را براى انسان کشف مى‌کند که مسئله فقط یک مسئلۀ کشته شدن نبوده است بلکه یک قضیه‌اى بوده که خیلى بالاتر و عمیق‌تر از این مسائل بوده و آن روح حریت و اینها در این قضیه بوده است! اگر منظور امام حسین یار و یارکشى بود، چرا شب عاشورا به همه گفت که بروید و من بیعتم را برداشتم؟! الآن در کدام‌یک از این صحنه‌هایى که شما این صحنه‌ها را عاشورا مى‌نامید ـ عاشوراى استرالیا، عاشوراى آفریقا، عاشوراى غزه و عاشوراى کجا و ...! ـ این قضیه بوده است که به افراد بگویند بروید؟! آیا شما سراغ دارید؟! در این مطالبى که شما تابه‌حال شنیده‌اید و ما شنیده‌ایم، موردى بوده که حاکم و فرمانده به همه بگوید که شما بروید، اینها فقط و تنها با من کار دارند؟! اگر شنیده‌اید به من هم بشنوانی! یا نه، همه در هر کجاى دنیا با چنگ و دندان و به هر وسیله خواستند غلبه کنند ولى تقدیر خدا جور دیگرى رقم زده است!

/ 260