اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرت‌های ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمی‌گردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته می‌شود. استاد با نقد تفاسیر تقلیل‌گرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار می‌دهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی می‌کشاند.

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرت‌های ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمی‌گردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته می‌شود. استاد با نقد تفاسیر تقلیل‌گرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار می‌دهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی می‌کشاند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

13
  • نتیجۀ تحت تربیت اولیاء و امام قرار گرفتن

  • افلاطون در مُثل مى‌خواهد به این حقیقت واحده اشاره کند که همۀ موجودات در آن اصل و حقیقت خودشان به یک نقطۀ واحد مى‌رسند که در آن نقطه [یکی می‌شوند] در عبیدالله بن زیاد هم ﴿وَنَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾ وجود دارد منتها حالا چه مى‌شود که او از این حیثیت استفاده نمى‌کند و آن را باطل مى‌کند و عمر خودش را به لهو، لعب، تعلق به دنیا و بُعد از [خدا] مى‌گذراند، او دیگر دستِ خودش است. در عمر سعد هم این قضیه وجود دارد؛ عمر سعد از اول که به دنیا آمد، دندان [خیلی بلند] و دُم تا کجا که نداشت! یک بچه‌اى مثل بچه‌هاى معمولى بود، مثل افراد دیگر! از مادرش شیر خورد و فلان و بزرگ شد و اتفاقاً در میان افراد هم موجه بود و خیلى‌ها به او توجه داشتند و پشت سرش نماز مى‌خواندند! این خودش را تحت تربیت قرار نداد! اگر عمر سعد مى‌آمد و خودش را در تحت تربیت قرار مى‌داد، یکى از اصحاب امام حسین علیه‌السّلام می‌شد و به‌جاى اینکه در شب عاشورا در مقابل حضرت تیغ و شمشیر بکشد، این‌طرف مى‌آمد. حر آمد، زهیر بن قین بجلی آمد، آن جنبۀ خودش را تربیت کرده بود و یک پوششى قرار داده بود، حضرت آن پوشش را برداشت و او آمد. همۀ اینها به آن جهت وحدت آمدند و خودشان را وارد در صفّ وحدت کردند؛ صفى که صف جدا بود.

  • خب من خیال مى‌کنم که این مسئله و این مطلب تا اینجا نسبت به قضیۀ مُثل افلاطونى روشن شده باشد حالا کتاب را مى‌خوانیم، این چند خط را می‌خوانیم.

  • و حاصُلها أنَّ جمیعَ المادیاتِ و الزمانیاتِ و إن کانَت فی أنفسِها و بقیاسِ بَعضِها إلى بعضٍ مفتقرةٌ إلى الأمکنةِ و الأزمنةِ و الأوضاعِ الموجبةِ لحجابِ بَعضِها عن بعضٍ.1

  • این مسائل مادى و این ظهورات مادى خودش موجب تفرقه و جدا کردن و جدا شدن است.

    1. . الحكمة المتعالیة، ج 2، ص 51.
/ 0