اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرت‌های ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمی‌گردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته می‌شود. استاد با نقد تفاسیر تقلیل‌گرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار می‌دهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی می‌کشاند.

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون حقیقت وحدت در موجودات و ارتباط آن با عالم تجرد می‌پردازند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به پدیده‌های مادی، بر این نکته تأکید دارند که کثرت‌های ظاهری در عالم ماده، در مراتب باطنی و تجردی به یک حقیقت واحده بازمی‌گردند. در ادامه، این مبنای فلسفی به تحلیل واقعه عاشورا پیوند می‌خورد؛ به‌گونه‌ای که قیام سیدالشهدا علیه‌السلام نه صرفاً یک کنش سیاسی یا مبارزه با ظلم، بلکه تجلی کامل اسماء و صفات الهی و عینِ حقیقتِ ربوبی دانسته می‌شود. استاد با نقد تفاسیر تقلیل‌گرایانه از نهضت حسینی، بر ضرورت فهم عمیقِ حریت و عبودیت مطلقه در این واقعه تأکید کرده و هشدار می‌دهند که غفلت از این مراتبِ باطنی، انسان را به ورطه شک و انحراف در مسیر بندگی و شناخت اولیاء الهی می‌کشاند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت وحدت در هستی و واقعه عاشورا

10
  • بیان مطلبی راجع شک به استاد

  • چون اندازۀ من یک سانت است شک مى‌کنم که الآن این کلام امام علیه‌السّلام منطبق با حق است یا نه؟! کلام پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم منطبق با حق است یا نه؟! در زمان مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هم خیلى از افراد بودند که ایشان هرچه مى‌گفتند شک مى‌کردند و از من مى‌پرسیدند: حرف ایشان صحیح است یا نه؟ از من مى‌پرسیدند! پیش من مى‌آمدند! نه یکى و دوتا، خیلى‌ها [می‌آمدند]! مى‌گفتم که اگر غلط است پس چرا پیش ایشان آمدى و دستور مى‌گیرى؟! اینجا چه‌کار مى‌کنى؟! خب بلند شو برو! نه دل رفتن داشت و نه دل [ماندن] داشت! خب بلند برو! مگر نمى‌گویى که شک دارم؟! خب بلندشو برو! [وقتی] آدم شک بکند باید برود. اگر به صحت کلام استاد شک نکنی که دیگر خودت استادى! یعنى وقتى که به یک مرتبه‌اى برسى که شک نکنى و آن حقیقت را بفهمى، حقیقت دیگر برای تو فعلیت پیدا کرده است. پس تو اصلاً نباید به شک خودت توجه کنى و باید دائرۀ شک را از خودت دور کنى! این ارتباط با مسئلۀ ولایت مى‌شود که امام علیه‌السّلام و آن عارف و ولىّ‌اى که متصل است ...! بنده الآن در این زمان کسى را نمى‌شناسم که به یک هم‌چنین مسئله‌اى متصف باشد.

  • این را هم از این نظر عرض کردم که امروز خیلى از تعابیر دیگر جایشان را عوض کرده‌اند و هر کسی هرچه دلش مى‌خواهد مى‌گوید! واقعاً طرف پایش را از روى بیل برداشته و پشت میز آمده است و براى ما اعلامیه مى‌نویسد و برای ما خط‌ونشان مى‌کشد و براى ما برنامه مى‌نویسد! بابا تو برو همان شلغم و چغندرت را بکار! بگذار هر کسی در همان مسئله و حیطۀ تخصص خودش صحبت کند! تو که مى‌گویى: باید این و آن را گفت، حالا تو خودت چه کسى هستى؟! آخر تو که اگر جمجمه‌ات را باز کنند به‌اندازۀ سر گنجشک هم در آن مغز پیدا نمى‌شود و بقیه‌اش چیزهاى دیگر است چه کسى هستى که دارى چیز مى‌نویسى و این حرف‌ها را می‌گویی؟!

/