
جلسه ۷۵۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية حاصل مطالبی که در بحث مثل افلاطونی تا اینجا گفته شد 29/1/1433
جلسه ۷۵۱
9ـ من این را قبول ندارم!
خب تو كی هستی كه قبول نداری؟ تو كه اطلاع نداری! نمیتوانی بگویی من اطلاع دارم! چون نخواندی، اگر خواندی پس اساتیدت كی بودند؟ پروندهات كه مشخص است، درسهایت كه مشخص است، مسائلت كه مشخص است.
چرا ما باید از حد خودمان پا فراتر بگذاریم؟ چرا باید در مسائلی كه خب متخصص نیستیم واردشویم و نظر دهیم همانطوری كه نباید اجازه بدهیم همانطوری كه كسی كه فقیه نیست در مسائل فقه دخالت كند و این احكام مِن حیث لا یعلم بخواهد این احكام را برای مردم ابراز كند و اظهار كند، همینطور اجازه نباید داد كسی كه نسبت به مسائل فلسفی و عرفان نظری تخصص ندارد بخواهد بیاید دخالت كند. نباید اجازه داد. افراد نباید اجازه بدهند. خودِ اشخاص نباید اجازه دهند. مجامع علمی نباید اجازه دهند كه اشخاص دخالت كنند و بیایند این نحوه مطالب را بگویند كه بعد به واسطه آن صیت و شهرت آنها، این مطالب دستخوش انحراف بشود و بعد موجب وهن بشود. موجب وهن بشود. وهن را فقط افراد سیزده و چهارده و پانزده ساله و هفده سال كه ایجاد نمیكنند نسبت به دین؛ وهن را افرادی كه بالاتر از هفتاد و هشتاد سال سن دارند، آنها ایجاد میكنند و اعتقادات مردم را این افراد به زیر سؤال میبرند، به واسطه ندانم كاریهای خودشان و به واسطه مطالبی كه در كل در تخصص آنها نیست! علی كل حال. درست شد؟
این مسئله، مسئله رحمت را شما میبینید به یك قضیه واحد بر میگردد. پس این ظهور خارجی، كه این ظهور خارجی قطعا در دیدگاه ما متعدد هست، در این ظهور خارجی تفرقه است. اما این ظهور خارجی بر میگردد به یك حقائق نفسانی، این حقائق نفسانی میبینید دارد نزدیكتر میشود، این زاویه به هم نزدیكتر میشود، میشود، میشود، میشود تا میرسد به یك سرچشمه، كه عبارت است از یك رحمت الهی. آن یكی عبارت است از سخاء و جود الهی. آن یكی عبارت است از عدل الهی. آن یكی عبارت است از حریت الهی كه مقام عزّت و مقام كبریائیت است كه ما حالا از او تعبیر به حریت میكنیم. مقام از عزت ... هو العزیز. عزیز یعنی شخصی كه دارای عزّت است و اجازه ورود به حریم خود را نمیدهد. این را میگویند عزیز. عزیز یعنی كسی كه اجازه ورود به حریم را نمیدهند. در یك مرتبهای قرار دارد كه در آن مرتبه غیر وارد حریم او نمیتواند بشود.
