
جلسه ۷۵۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية حاصل مطالبی که در بحث مثل افلاطونی تا اینجا گفته شد 29/1/1433
جلسه ۷۵۱
8این هم از این نظر عرض كردم كه فرض كنید كه چون امروز خیلی دیگر تعابیر جایشان را عوض كردهاند. بله خیلی هركس هرچی دلش میخواهد میگوید. واقعا طرف پایش را از روی بیل برداشته آمده پشت میز، آمده دارد برای ما اعلامیه مینویسد. آمده برای ما خط و نشان مینویسد. دارد برای ما برنامه مینویسد. بابا تو برو شلغم و چغندرت را بكّار، بگذار هركس در همان مسئله خودش و در همان حیطه تخصص خودش بیاید صحبت كند. تو كه بر میداری میگویی بایستی، كه این را گفت، بایستی كه آن را ... حالا تو كی هستی؟! تو اگر مغزت را باز كنند، اندازه گنجشك هم در آن تو پیدا نمیشود! بقیهاش چیزهای دیگه است! آخر تو كی هستی كه داری چیز مینویسی و نمیدانم فرض بكنید كه این و آن و این حرفها. اینها همه مسائلی است كه ما حدود خودمان را فراموش كردهایم! حد را فراموش كردهایم. سابق برای خطكشی خیابان متخصص میآوردند. الآن دیگر در مسائل تخصصی شرع و فقه و عرفان و همه چی دیگر همه دارند دخالت میكنند! همه، همه دخالت میكنند! آن شخصی كه یك ورق فلسفه نخوانده، دارد مسائل فلسفی را رد میكند!
آخه عمو جان! آخه احادیثی كه مربوط به حیض و نفاس است چه ربطی به فلسفه و عرفان نظری دارد كه بلند شود انسان بیاید در همه چیز بخواهد اظهار نظر كند؟ خب خواندی، پیش كی خواندی؟ چه خواندی؟ بیا جلو! بنشین، صحبت كن. وقتی نخواندی، بگو آقا من نمیدانم. صحبت میكنند آقا راجع به عرفان محییالدّین نظر شما چی است؟
ـ نه آقا اینها را من قبول ندارم!
خب نداری، نخواندی كه قبول نداری آقا جان! تو كه نخواندی، تو كه این درسها را نگرفتی، تو كه این فلسفه و عرفان نظری را نخواندی، و الله و بالله، از آن دروس اصول و فقهی كه ما اینها را داریم میدهیم، این مباحث دهها مرتبه مشكلتر و عمیقتر است! خب این نیستش كه ما از پشت كوه بیاییم. هم اینها را ما خواندیم و هم آنها را خواندیم. سالهای سال، پانزده سال من درس خارج این و آن را رفتم. نه یكی و نه دو تا. بیش از بیست، پانزدهتا، یا بیشتر از اساتیدِ درس خارج دیدم، از بزرگان، اینطرف و آنطرف و فلان این حرفها. از پشت كوه كه نیامدیم آقا. با این مطالب كه این قضایا حل نمیشود. آخر انسان بنشیند و هرچه دلش میخواهد بگوید:
