
جلسه ۷۵۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية حاصل مطالبی که در بحث مثل افلاطونی تا اینجا گفته شد 29/1/1433
جلسه ۷۵۱
3من یك وقت یك جملهای را از مرحوم آقا راجع به این شنیدم. همینی را كه خیلی از همین افراد و آقایان، میگویند این زیارت، زیارت واهیه است!
التفات فرمودید؟ این زیارت، زیارتِ ... معلوم نیست سند داشته باشد.
چقدر واقعا باعث خجالت و شرمندگی است كه ما اینطور مبانی خودمان را و مبانی تشیع را اینطور زیر سؤال ببریم، به خاطر عدم فهم خودمان و به خاطر درك درست؟
این یك عبارت عجیبی من به اصطلاح چیز كردم. من تصورم این بود كه مثلا سید الشهداء علیه السلام خب به خاطر مقاماتی كه پیدا میكند این قضیه عاشوراء را به وجود آورد. خب مسئله مسئله كمی نیست. داستان عاشورا و قضیه عاشورا و اسارت و كشته شدن و فلان و اینها برای اقامه دین و اقامه عدل و احیاء شعائر و سیره نبوی و اماته ظلم و اماته ... خب این یك چیز طبیعی است. اینكه امام احقّ به این است كه به این مسئله قیام كند. امام أحق به این مسئله است. و در قبالش انّ لك عند الله لدرجه لا تنالها إلّا بالشّهاده، خب بشارتش هم داده شده. خب به حضرت بشارت به این مطلب داده شده و دنبال این قضیه رفته و این وضعیت پیدا شده. خب تصور ما خیلی بالا باشد از قضیه كربلا این است دیگر نهایتش كه ما این مسئله را به این كیفیت ترسیم میكنیم. خیلیها هم از آقایان، منبریها، من شنیدهام كه آمدهاند و خلاصه مسئله سید الشهداء را بررسی و تفسیر كردهاند، نهایت به این رسیدهاند كه خلاصه یك مقامی داری كه آن مقام بدون مایه گذاشتن بهش نمیرسی. بله؟ ومن اللیل فتهجد نافله لک، عسی أن یبعثک ربّک مقاماً محموداً. اگر كسی میخواهد به آن مقام برسد باید بلند شود. باید تهجد را داشته باشد. خب این یك چیز طبیعی است. این، در مقابلش هم این. بیمایه فتیر است! هر قدر پول بدهی آش میگیری. این إنّ لك عند الله لدرجه لا تنالها الّا بالشهاده این در اینجا چی است؟ این مال این قضیه است. این مال این است كه شما اگر بخواهی به این مرتبه برسی باید برای رسیدن به این مرتبه باید این فداكاری را داشته باشی. جان خود را باید بدهی. عزیزترین افراد در روی زمین كه فرزندانت هستند كه هر یك از اینها، یك تارمویشان تا قیامت هم پیدا نمیشود این را بایست بدهی. برادری داری كه تا روز قیامت دیگر هیچ برادری مثل او نخواهد آمد. این را هم باید بدهی. فرزند شیر خوارهات را هم باید بدهی! اسارت، فلان، اینها را باید بدهی. رفقایی را در اینجا باید بدهی كه ـ به تعبیر مرحوم والد رضوان الله علیه ـ وقتی حبیب بن مظاهر روی زمین افتاد، آثار جنگ آن موقع در امام حسین تازه پیدا شد. چی بوده؟! این چه بوده و این چه علقهای بوده كه وقتی حبیب بن مظاهر از بین میرود، آثارِ جنگ در حضرت پیدا میشود راجع به برادرش حضرت دارد الآن انكسر ظهری و قلّت حیلتی. این شوخی نیست. حضرت شوخی نمیخواهد بكند كه حالا بخواهد برایش مرثیه بخواند. مثل روضه خوانهای ما هستند؟ گریه میكند بعد نگاه میكند هی، میبیند یك قطره نه به چشمشان اشك است، نه چیز است. هیچیشان نیست! این چی است؟ این فیلم اشك درآوردن را اینها در میآوردند. اصلا همچین گریه میكنند آدم خیال میكند الآن عین ناودان دارد از چشمشان میآید. ولی وقتی نگاه میكنی میبینی ا! این چی بود؟ این فقط صدای گلو بود! این خودش هم یك فیلمی استها! یك نوع فیلم بازی كردن است كه چیز میكنند و بعد هم هِر هر از آن طرف میخندد. اصلا انگار نه انگار. اما نه، امام حسین فیلم در نمیآورد. امام حسین وقتی میگفت الآن انكسر ظهری، واقعا كمر حضرت در آن موقع شكست. یعنی چی؟ یعنی آن تعلق الهیاش، به برادر از بین رفت. خب تعلق تعلق الهی است، شیطانی كه نیست. برادر به برادر تعلق ندارد؟ برادر به پدر ندارد؟ به مادر ندارد؟ به فرزند ... این همه تعلق چی است؟ الهی است، شیطانی كه نیست. ولی این تعلق الهی كه به این برادر دارد، و پشت و پناه خودش میداند در این حركت، میبیند این الآن چی؟ رفت! یعنی الآن دیگر آینده روشن است. دیگر آینده دارد خودش را نشان میدهد. صحنه جنگ دیگر دارد نمایان میشود. و مشخص میشود. لذا با وجود حضرت اباالفضل اصلًا كسی جرئت نمیكرد به خیمهها نزدیك بشود. جرأت نمیكرد! نزدیك شدن مساوی است با مرگ! مگر كسی دیوانه است بیاید؟ مگر دیوانه است یك شخصی كه قطعا بداند آمدنش در اینجا مساوی با مرگ است كه نمیآید. ولی وقتی حضرت اباالفضل رفت، میگویند در میان لشگر هلهله پیدا شد! آن مانع دیگر برداشته شد. آن مانع برای پیروی دیگر برداشته شد. درست؟ این الآن انكسر ظهری كه حضرت میفرمایند جنبه واقعی دارد دیگر. همین مسئله در ـ مرحوم آقا میفرمودند ـ این قضیه در جنگ صفین هنگامی كه عمار روی زمین افتاد برای أمیرالمؤمنین اتفاق افتاد. من در چند موارد دیدم یكی این بود، به اصطلاح آن قضیه حبیب بن مظاهر و خب راجع به حضرت اباالفضل هم كه اصلا مسئلهاش به طور كلی فرق میكند. درست شد؟ این مسئله كه به اصطلاح انّ لك عند الله و اینها دادن و خب این ها مشخص است كه كسی كه یك همچنین مراتبی را طی كند و یك همچنین مسائلی را طی كند، باید در قبالش چه باشد؟ عوضش باید چه باشد؟
