
جلسه ۷۵۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية حاصل مطالبی که در بحث مثل افلاطونی تا اینجا گفته شد 29/1/1433
جلسه ۷۵۱
20این چطور میشود آخر؟! خودت میگفتی! آخر این را كه خودت میگفتی را چه بگویم؟ آن اشكی كه از آن چشمت در میآید هنوز در ذهن من است. آخر این آدم ... مرا دعوت میكند در خانهاش، خورشت بِه، هم به من میدهد، ظهر به من میگوید: تو را به آن روح پدرت ـ به این عبارت! ـ شما را به آن روح پدرت قسم میدهم ـ اشكی هم از این ریشهایش میریخت. ریشهای سیاه و سفیدی هم داشت. مثل الآنِ من. اشك میریخت، میریخت. این اشك از كجا در میآمد؟! ا ا! ـ الآن همان شخص میگوید: آن جلد دوّم اسرار ملكوتی كه نوشته از اول تا آخر دروغ است! ا ا! آدم این خیلی عجیب استها! كه آدم چطور به یك همچنین قضیهای باید برسد! یعنی چی باید؟ چه تحولی باید در او پیدا بشود كه از این برگردد به این!
خب من كه همینم! الآن اگر پدر من زنده بشود، و به من بگوید آسید محسن این حرفها چی بود زدی؟ میگویم حرف را زدم، درست هم زدم، به این دلیل هم زدم! همین الآن هم میگویم. انگار نه انگار، هیچی! اگر هم اشتباه كردم، میگویم آنجا را اشتباه كردم، همانطوری كه آن موقع اشتباه میكردم، الآن هم همینطور. هیچ ابایی ندارم از این مخفی كردن، چیزی را بخواهم مخفی بكنم. اما تو چی؟ هیچی را ابا ندارم. هیچی كه الآن به نظرم برسد، باید بگویم، نگفتهام، نباید بگویم، گفته باشم؛ هیچ!
به این شخص چی میرسد كه اینطور گریه میكند دراد اشك از ریشهایش میریزد، و میگوید شما را به حق پدرت پشت این فرد را رها نكن كه اگر رها كنی، دیگران میآیند او را می گیرند، تو كه این را قبول داری پس این حرفت چیه؟ تو كه این مسئله را قبول داری چیه؟ كه میگوئی این را رها نكن، كه اگر رها كردی دیگران میآیند دورش را میگیرند. این چیه؟ این خیلی عجیب استها! اشك هم از چشمش میآید! شاید هم راست میگفت خب آن بیچاره! نه اینكه از روی چیز ... اما چطور میشود آدم متحول میشود؟ این یك دفعه نمیشودها! حواسمان باشد! یواش یواش! اینی كه این كار را میكرد، یكدفعه صبح از خواب بلند نشد ببیند عوض شده. یواش یواش. عین آن موریانهای كه میرود شروع میكند به خوردن، گاهی اوقات من بودهام جایی كه موریانه داشته میخورده، صدای خِر خِر موریانه را میشنیدم كه دارد در و آن چوب را میخورد! یك دهی رفته بودیم یك دهی، رفته بودیم یك دو سه شبی، گفتم اقا این خانهات موریانه دارد! باور نمیكرد. بعد كه برداشتند، اوه! آن زیر چه خبر است!
