
جلسه ۷۵۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية حاصل مطالبی که در بحث مثل افلاطونی تا اینجا گفته شد 29/1/1433
جلسه ۷۵۱
18اگر این قسم باشد، دیگر در این صورت عاشورا و كربلا میشود أعلی مرتبه از این نزول ارزشها و مصداق برای آن ارزشهای الهی. این دیگر بالاترین مرتبه میشود. پایینترین مرتبهاش هم دیگر هركسی در هرجایی، در هرچیزی میتواند در همان موقعیت، مصداق واقع بشود برای قضیه؛ یا اینطرفی، یا آنطرفی! نفست اژدرهاست او کی مرده است؟ *** پس اگر دیدگاه ما نسبت به عاشورا، یك دیدگاه فقط توجه به ظاهر باشد، خب بله، این كلّ أرض كربلا واقعا میشود عاشورا، چون یك واقعیت در همه مصداق واحد پیدا كرده. اگر دیدگاه ما یك دیدگاه خیلی متعالی باشد: وبذل فیک مهجته باشد، اگر اینطور باشد، لیستنقذ عبادک از غم بی آلتی او افسرده است واقعا این اشعار مولانا، میخ بر مغز آدم میكوبد! و بر این حلقههایی كه با زنجیر خودمان را وصل كردهایم به واسطه این حلقهها به دنیا، و به شهوات، و به خواستها! و به آن تعلقاتی كه به قول مرحوم اقا رضوان الله علیه، با این منقاشهایی بود میگرفتند، یك چیزهایی، آهن را له میكردند، در تنور میگذاشتند قرمز میشد، با اینها نمیشود اینها را كند! حالا شما نگاه به دو تا جوان میكنید، یك دختر جوان مقداری از موهایش پیداست، آن یكی ریشش را تراشیده، میگویید: اینها كافرند! كجا اینها كافرند؟ اینها از هر مسلمانی مسلمانترند! اینها از هر شیعهای شیعهترند. كافر ماییم! كافر ما هستیم كه با هزار انبر و گاز انبر و دشنه و نمیدانم درفش نمیشود آن هواهای نفسانی و خواستهای نفسانی و انانیت از قلب ما بیرون بكشند! جوان، جوان است. خطا، گناه، لغزش است. چیزی نیستش كه آدم بخواهد اینها را به حساب بیاورد.
خب الحمدلله، حداقلش دیگر این صفهای كذایی و این آبرو ریزیهایی كه تا به حال انجام میشد و هرچه هم گفته میشد، فقط حمل بر مخاصمه و عناد میشد، همین حرفها را هم ما، همان موقعها میزدیم، میگفتند فلانی دارد با حوزه مخالفت میكند. همینی كه الآن دارند انجام میدهند، بنده بیست سال پیش، سی سال پیش اینها را میگفتم، بعد میگفتند فلانی دارد با جریان حوزه مخالفت میكند. معمولا همیشه همینطور است. معمولا. آدم یك حرفی را كه میزند، آن موقع متهم میشود به خیلی چیزها، و بعد میفهمند ا! ا! این در خانهاش بوده!
