
جلسه ۷۵۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية حاصل مطالبی که در بحث مثل افلاطونی تا اینجا گفته شد 29/1/1433
جلسه ۷۵۱
15جدّاً میگفت! والسماء بنیناها بأیدٍ! میگفت ظهور آیات حجت است.
گفتم: ا؟ پس شما ببین دست خدا كه خدا اینها را میسازد، خیلی تماشایی استها! یك روزی معلوم بشود دست خدا چطوری است، پای خدا چطوری است، خیلی تماشایی است!
واقعا هم باید بزنیم در سرمان! از اینهمه درایت!
کیف و التجرد ایضا ... فحمل کلامهم علی ذلک المعنی فی غایه البعد.
اینیكه ما كلام این ها را بر این معنا حمل بكنیم، این خیلی در غایت بعد است كه منظور این است كه هركدام از اینها در مرتبه تجرد، اینی كه میگوید، یك جنبه مثالِ تنهایی داشته باشند. در جنبه تجرد اینها به یك نقطه وحدت میرسند. گرچه در عالم ماده و در عالم شهادت مختلف هستند و متفرق، اما رسیدن به آن مرتبه، این از دست دادن تفرق، و جذب كردن وحدت و تجرد خواهد بود.
تلمیذ: این مطلبی كه فرموده بودید درباره این كل أرض كربلا و كل یوم عاشوراء بر میگردد به آن منظور خاصش، ولی با این مطلبی كه امروز فرمودید در تعارض است!
استاد: ببینید این جمله را به دو معنای مختلف میتوانیم ترجمه و معنا كنیم. یعنی برایش مصداق درست كنیم. یكی اینكه كلّ أرض كربلا و كلّ یوم عاشورا، این به این معناست كه كربلا یك واقعه اختصاصی نبوده، هركسی فرض كنید كه در هر نقطهای و در هر جایی، كه بخواهد، كه شبیه یك همچنین قضاییی بخواهد اتفاق بیفتد از نقطه نظر مادّی! از نقطه نظر جهت مادی بخواهد اتفاق بیفتد و مورد ظلم بخواهد قرار بگیرد، این برای او در آنجا صدق كربلا بودن میكند و عاشورا در همان جا تحقق پیدا میكند. خب این را ما در دو مرتبه همانطور كه عرض كردم ما میتوانیم این مسئله را به اصطلاح در آنجا ارزیابی كنیم. از یك جهت بخواهیم ارزیابی كنیم، اولا دید خودمان را اگر از عاشوراء و كربلا یك دید عادی و پایین و ظاهری دربیاوریم! پس بنا بر این تمام زمینها میشود كربلا و تمام وقایع هم میشود واقعه عاشورا. یعنی هركسی در هرجای دنیا، كمونیست هم باشد، فرض كنید نصرانی هم باشد، اینها همین كه مورد ظلم قرار بگیرد و یك ناحقی در آنجا انجام بشود، مصداق برای عاشورا بودن در آن واقعه و كربلا بودن در آن سرزمین در اینجا صدق میكند. گرچه دانمارك باشد، باشد! فرض كنید كه نهضتهای مختلف ضدّ چیزی باشند در آنجا. فرض كنید كه ژاندارك هم فرض كنید كه برای او عاشورا و كربلایی بود. نمیدانم حالا چهرههای مختلف. یعنی وقتی ما بخواهیم توسعه بدهیم، میآییم دیگر. مثلا فرض كنید كه تیكو، آن هم مبارزه كرد و فرض بكنید كه با همان آلمانها و نازیها و آنها هم برایشان همین مسئله بود. چگوارا هم فرض بكنید كه بود. این كه عرض میكنم، الآن بعضیها نسبت به این عقیده دارند. نه اینكه ندارند. خیلی از سخنرانان سابق، حتی در زمان شاه، بنده سخنرانیهایی از آنها شنیدم كه اینها همه را در یك خط ذكر می كردند، منتها حالا یك خورده بالا و پایین دارد. نوارهایشان را گوش دهید، صحبتهایشان را نگاه كنید. ببینید تحلیل و توجیهی كه از امام حسین میكنند، یك نهضت ضد ظلم. خب ظلم همیشه هست. در زمان پیغمبر ابوسفیان و اینها بودند، ابوجهل و عتبه و شیبه بودند، در زمان أمیرالمؤمنین معاویه بود و در زمان امام حسن و در زمان امام حسین هم خب فرض بكنید كه آنها بودند و امام زین العابدین هم همینطور، و قبلش از هابیل و قابیل شروع میشود، همینطوری جلو میآید، ابراهیم هم برایش یك عاشورایی بود، یك كربلایی بود، نمیدانم افرادی كه در مقابل ظلم ایستادند، گرچه پیغمبر نبودند، از اولیاء خدا هم نبودند، از افراد عادی بودند، آنها هم برایشان یك همچنین مسئلهای بود. افرادی كه الآن هم حتی زنده هم هستند و پیرند و یك زمانی هم آنها هم فرض بكنید كه آنكارها را انجام دادند، آنها هم در یك عاشورا و یك كربلایی بودند. و این همیشه مثلا این بوده. روی این حساب مازیار و بابك خرمدین و اینهایی كه در برابر خلفاء در ایران قیام كردند، اینها هم عاشورا داشتند و گرچه اینها هم زرتشتی باشند، بودند و انجام دادند، الآن هم همینطور. فرض بكنید كه اینهایی كه دارند با یهودیها میجنگند در فلسطین، الان هم تمام فلسطین عاشوراست و تمام فلسطین هم كربلاست. این یك تحلیل. یعنی تحلیلی كه فقط یك گروه مظلوم و تحت سلطه در تحت یك گروه سلطه گر و ظالم قرار میگیرد. گرچه این كافر باشد، آنهم كافر باشد؛ تفاوتی از این نقطه نظر نمیكند. حالا بگذریم از این كه اگر این گروه در تحت ارتباطات سیاسی ما اگر یك تعارضاتی پیدا كرد، دیگر عاشورا و كربلا آنجا از بین میرود. چون ملاحظات سیاسی طبعا در آن موقع غلبه خواهد كرد. حالا ما به این كار نداریم، به كسانی كه نه، این ملاحظات سیاسی را هم ندارند، و هرجا كه ظلم و ستم باشد، به هر كیفیتی آنجا را كربلا و آنجا را عاشورا میدانند. این یكی.
