
جلسه ۷۵۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية حاصل مطالبی که در بحث مثل افلاطونی تا اینجا گفته شد 29/1/1433
جلسه ۷۵۱
13اینها اگر با آن چشم باطن ما همه ـ مثل حوریه مثلا فرض بكنید مثلا! بله؟! ـ اینها اگر یكی بشود، وقتی یكی شد، آنوقت ما هم بین آن چشم باطن و بین این چشم ظاهر دیگر تفاوتی نمیبینیم. با چشم ظاهر، چیزی را میبینیم كه دیگری با چشم ظاهر نمیبیند! خیلی عجیب میشودها! كه انسان با همین چشم، چیزی را مشاهده میكند كه كسی كه نشسته بغلش نمیبیند! میگوید: إ! آمد این رد شد!
میگوید: من ندیدم! چی چی رد شد؟ من كه ندیدم. من اینجا نشسته بودم. خواب دیدی؟ حواست پرت است؟ صبحانهات چیز شده؟ یك خورده همچنین ثقلِ چیز پیدا كردهای.
میگوید بابا من دیدم، فلان، آی فلان
میگوید آقا مالیخولیایی شدهای! ببرید قرصش بدهید!
درست؟ ولی آن چی است؟ یكی شده. وقتی چشم هردو یكی بشود، دیگر برای آن مسئله تفاوتی نمیبیند.
بله. والمنقول من الافلاطونی من آنی كه نقل شده از افلاطون من أن لکل نوع جسمانی فرداً مجرّداً أبدیاً دال علی وحدتها کما یدلّ علی تجردها این دلالت میكند بر وحدت این اشیاء، همانطوری كه دلالت بر تجرد میكند، دلالت بر وحدتشان میكند. وحدت نوری. (....) کیف و التجرد ایضا مستلزم للوحده کما برهن علیه. تجرد مسلتزم وحدت است، همانطوری كه بر این برهان اقامه شده است. كه وقتی كه دو شیء مجرد باشند از آثار و از خواصّ ماده، در آنها باید وحدت در آن جا حاكم باشد. لذا این قضیه هم در آیات قرآن، مثال میآورند ها. در قضیه حضرت ... قُلْ یتَوَفَّاکمْ مَلَک الْمَوْتِ الَّذی وُکلَ بِکمْ. در آنجا جنبه تجرد است. الذین تتوفاهم الملائکه. با اینكه در آنجا جمع است، ولی در اینجا ... اللَه یتوفی الأنفس حین موتها این میرسد به مرتبه چی است؟ به آخرین مرتبه تجرد كه در آن دیگر هیچ نوعی از محدودیت نیست. ببینید هرچه تجرد شدیدتر بشود، جنبه وحدت در آنجا شدیدتر میشود. آن تتوفاهم الملائکه یك حیثیت وجودی در چی است؟ در ازهاق است. همان را نسبت به ملك الموت میدهد. چرا؟ در آنجا عالم، عالم تجردات است و آن حیثیت علّی همان است كه بروزاتش و فروعاتش در حیثیات معلول به نحو ازهاق روح بر میگردد. آن حیثیت علّی در وجود باری به نحو چی؟ أقوی و لا یتناهی خواهد بود.
