
جلسه ۷۵۱
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية حاصل مطالبی که در بحث مثل افلاطونی تا اینجا گفته شد 29/1/1433
جلسه ۷۵۱
12فحکمها من هذه الجهه حكم این اشیاء خارجی یعنی مادیات و زمانیات از این جهت، حكم مجردات از ازمنه و امكنه هستند. یعنی هیچ تفاوتی بین اینها و بین ازمنه و امكنه نیست. و واقعا و انصافا مرحوم سید در اینجا كه همین صاحب افق مبین باشد در اینجا واقعا حق مطلب را ادا كرده!
فالأقدمون من الحکماء اقدمون از حكماء ما راموا (....) بمثل المثل الافلاطونی إلا هذا المعنی. اینها فقط منظورشان از مثل افلاطونی این جهت بود و غیر از این نبود. لأن لا.... علیهم المحذورات الشنیئه المشهوره برای اینكه محذورات شنیئه مشهوره برای اینها نیاید.
ولک أن تقول شما میتوانید اینطور بگویید: بعد تسلیمه أن الأشخاص الکائنه التی وجودها لیس إلا وجودا مادیا بعد از این كه ما این مطلب را بپذیریم كه آن اشیاء خارجی كه وجودش غیر از وجود مادی نیست صح کونها مجردتا میتواند اینها مجرد باشد به اعتبار دیگر
لکن لا ریب فی أنّها متعدده فی وجودها لكن شكی نیست كه در وجودش متعدد است، اما به یك اعتبار دیگر میتواند اینها مجرد باشد. و این عبارت خب عبارات دقیقی است! در اینجا ما باید ملاحظه كنیم كه میفرماید خود اینها مجردند به یك اعتبار دیگر، نه اینكه یك امر مجردی در كنار اینها هست؛ نه! صحّ کونها مجرده. خود اینها مجردند. یعنی یك حیثیت ربطیه بین ماده و بین مجرد وجود دارد كه آن حیثیت ربطیه را ما نمیبینیم. ما از آن غفلت میكنیم، جنبه مثالی را همانطوری كه در جلسات گذشته عرض كردم یك چیز جدا میبینیم، جنبه مادی را هم یك چیز جدا بعد خیلی زور بزنیم میآییم بین این دو یك ربطی بر قرار میكنیم، میگوییم آن بر این چی است؟ تسلط دارد. اما نه اینكه بخواهیم هر دو را یكی ببینیم! وقتی یكی میبینیم كه چشم باطن ما، با چشم ظاهر ما یكی بشود! اگر اینها، این شبكیه، قرنیه، نمیدانم زجاجیه، همینهایی كه ایه دارد! نمیدانم عینیه! نمیدانم چرا اینها همه را اینطور درست كردهاند!
