اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية حاصل مطالبی که در بحث مثل افلاطونی تا اینجا گفته شد 29/1/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۵۱

10
  •  این جنبه، جنبه وحدت است. مثل افلاطونی این را می‌خواهد بگوید. یعنی افلاطون در مقام تشبیه به مثل، به این مرتبه می‌خواهد برسد كه همه حقائق اشیاء در خارج ـ حالا شما در باره صفات دیدید، حالا درباره خودِ ذوات شما این مسئله را مشاهده می‌كنید ـ این ذوات گرچه از نقطه نظر خارجی این‌ها همه بروز و ظهورات متفاوته‌ای دارند، هركدام یك رنگ دارند، یك شكل دارند، یك چشم و ابرو دارند، یك وزن دارند، یك خصوصیت و آثار خارجی دارند، ولی وقتی كه این ذوات در مرحله ذاتی خودشان، نه مرتبه صفاتی این مرتبه ذاتی خودشان آمدند عمیق شدند و مجرد و این‌ها شدند، همه بر می‌گردند به آن حیثیت ونفخت فيه من روحي. به آن قضیه بر می‌گردند. آن قضیه نفخت فیه من روحی چی است؟ یك حیثیتِ واحده است! ولی وقتی كه می‌آید همین پایین، می‌آید پایین، می‌بینیم هی انشعاب پیدا می‌كند، انشعاب پیدا می‌كند، یكی می‌شود فرض كنید مِن باب مثال عبدالرحمن ملجم مرادی، یكی هم می‌شود كی؟ علی بن أبی طالب هاشمی! این می‌شود. اصلا دو ظهورِ مختلف، كه بین زمین و آسمان بین آن‌ها چی است؟ فرق وجود دارد!

  •  یكی می‌شود عمر بن سعد و عبیدالله بن زیاد. یكی هم می‌شود چی؟ حسین بن علی و افراد و آن حواریون او! این‌ها همه در مقام بروز و مقام ظهور، به آن حیثیت می‌رسند.

  •  افلاطون در مثل می‌خواهد به این حقیقت واحده اشاره كند كه همه موجودات در آن اصل و حقیقت خودشان به یك نقطه واحد می‌رسند

  •  در همان، عبیدالله بن زیاد هم و نفخت فیه من روحی در او هم وجود دارد. در همان هم وجود دارد. منتها حالا چه می‌شود كه او از این حیثیت استفاده نمی‌كند و آن را باطل می‌كند و عمر خودش را به لهو و لعب و تعلق به دنیا و بُعد از ما سوی الله می‌گذراند، او دیگر دست خودش است. در عمر سعد هم این قضیه وجود دارد. عمر سعد از اول كه به دنیا آمد، دندان ودوتا نیش و نمی‌دانم دُم تا كجا كه نداشت! یك بچه‌ای بود مثل بچه‌های معمولی دیگر، مثل افراد دیگر. شیر خورد از مادرش و فلان و بزرگ شد و فلان. و اتفاقا در میان افراد هم موجّه بود و چه بود و خیلی ها بهش توجه داشتند، چه داشتند، پشت سرش نماز می‌خواندند. درست؟ این نیامد، خودش را در تحت تربیت قرار نداد! اگر عمر سعد می‌آمد و خودش را در تحت تربیت قرار می‌داد، او می‌شد چی؟ یكی از اصحاب امام حسین!