اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية حاصل مطالبی که در بحث مثل افلاطونی تا اینجا گفته شد 29/1/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۵۱

7
  •  آخه می‌گویند كه طرف می‌گفتش كه من نمی‌دانم انقدر در این محله دزدی می‌شود! تعجب می‌كنم! و همه هم این دزدی را به من نسبت می‌دهند! عجیب اینجاست كه همه این دزدی‌ها هم در خانه من پیدا می‌شود! این تعجب است! همه این دزدی‌هایی كه دارد می‌شود در خانه من پیدا می‌شود!

  •  حالا ما هرچه می‌گوییم، این می‌گوید آقا به من گفتی! آن دیگری می‌گوید به من ...!

  •  آقا به خدا، به پیر و پیغمبر من منظورم یك نفر نیست. من منظورم هركسی است كه مصداق است. نیست، نیست! نیست! به خدا نیست، من می‌گویم باز هم هست!

  •  خب خیلی خب! هست كه هست! خب باشد! بگذار باشد! حالا كه اینطور است بگذار باشد!

  •  درست شد؟ چون من یك سانت هستم شك می‌كنم كه این كلام امام الآن منطبق با حق است یا نه. كلام پیغمبر منطبق است ... در زمان مرحوم آقا هم خیلی بودند. وقتی ایشان هرچه می‌گفتند شك می‌كردند. می‌آمدند از من می‌پرسیدند: آقا حالا حرف ایشان صحیح است یا نه؟

  •  از من می‌پرسیدند! می‌آمدند پیش من. نه یكی و دوتا، خیلی‌ها. می‌گفتم اگر غلط است پس چرا آمدی پیش ایشان دستور می‌گیری؟ اینجا چكار می‌كنی؟ خب پاشو برو! نه دل رفتن داشت، نه دل گذاشتن داشت! خب پاشو برو! مگر نمی‌گویی شك دارم؟ خب پاشو برو دیگر! دلی كه آدم شك بكند كه دیگر دل نیست اگر شك نكنید، به صحت كلام استاد، كه خودت استادی! یعنی وقتی كه برسی به یك مرتبه‌ای كه شك نكنی و آن حقیقت را بفهمی، خب حقیقت دیگر برای تو فعلیت پیدا كرده. پس تو نباید به شكت توجه كنی اصلا. و دائره شك را باید از خودت دور كنی. این می‌شود چی؟ این می‌شود ارتباط با مسئله ولایت كه امام علیه السلام باشد؛ و آن عارف، و ولی‌ای كه متصل است. درست شد؟ كه الآن بنده در این زمان كسی را نمی‌شناسم. بله. كسی را نمی‌شناسم. كه به یك همچنین مسئله‌ای متصف باشد. درست شد؟