اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية حاصل مطالبی که در بحث مثل افلاطونی تا اینجا گفته شد 29/1/1433

نسخه عربی

جلسه ۷۵۱

2
  •  همینطور این مسئله را ما بالاتر ببریم، تا می‌رسیم به یك جایی كه ما یك حقیقت واحده به نام سخاء و جود، را تصور می‌كنیم كه آن اصلا می‌شود یكی از صفات الهی. می‌شود یكی از اسماء الهی. بله؟ می‌شود یكی از اسماء الهی. یا أجود الأجودین، این صفتی است از اسماء الهی دیگر. یا أرحم الراحمین، این صفت رحمت صفتی است از اسماء الهی. شما عطوفت را در دو شخص ملاحظه كنید، كه یك شخص وقتی نگاه می‌كند می‌بیند فرض كنید یك بیماری هست، یك مریضی هست، نمی‌تواند به خودش برسد، این بلند می‌شود كار و زندگی اش را ول می‌كند، دنبال این بیمار، تا این‌كه بیمار را به صحت و سلامتی برساند. خب این چیزی كه عامل شده و باعث شده برای این عمل چیست؟ آن عبارت است از همان صفت رحمت. صفت رحمتی كه بر این انسان مستولی است. همینطور یك شخص دیگری نگاه می‌كنید می‌بینید كه این صفت رحمتش به نحوی است كه بیماری خودش را رها می‌كند و بیماری دیگری را می‌چسبد و آن را می‌برد. پس می‌گوید ببینید! این بیشتر است! این خصوصیت در او بیشتر است. این مسئله در او قوی‌تر است. تا این‌كه یكدفعه به یك جایی می‌رسید، كه می‌بینید در احوال او و در اوصاف او می‌گویند: و بذل فیك مهجته، لیستنقذ عبادك من عباده الشیطان. بله؟ و بذل خون خودش را در راه تو داد. یستنقذ عبادك، تا این‌كه بندگان تو را از عبادت شیطان در بیاورد. این دیگر به چه مرتبه‌ای می‌رسد! این دیگر به چه مرحله‌ای می‌رسد كه از نقطه نظر رحمت نه تنها پول خودش را می‌دهد، نه تنها فرض بكنید كه خصوصیات و این خود را به صعوبت می‌اندازد و مشكلات را برای خودش ایجاد می‌كند، نه! حتی خون خود و بستگان نزدیك خود و خون فرزند خود و خون برادر و اطرافیان خود را می‌دهد، لیستنقذ عبادک. این عبارت، خیلی عبارت عجیبی است!