
جلسه ۷۵۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 24/1/1433
جلسه ۷۵۰
7بله، خب ارشادشان كردیم، خیلی هم از ما تشكر كردند، گفتم خدا هم خیر به شما بدهد! خلاصه رفتند.
توجه میكنید؟ حالا ما میآییم هی قضیه را میپیچانیم. هی مسئله را میپیچانیم. میخواهیم با چی؟ با ادعاها، با تخیلات، با اعتبارات، من برای خودم این كار را انجام بدهم. من آنطور كنم. امروز اینطور كنم به صلاح است! مگر ائمه این صلاح را نمیدانستند؟ من بالاترم و اثرم برای اسلام بیشتر است، من طهرانی، یا أمیرالمؤمنین و امام حسن؟! كدام بیشتر بوده برای اسلام؟ و اسلام اگر قرار باشد به من یا به او قائم باشد، به كدام یك از ما دوتا ارتباطش و استنادش بیشتر است؟ من؟! من پفی نیستم كه ... پف هم نیستیم! ما پُف روی آب هم نیستیم. اگر ما امام را اقیانوس كبیر و اطلس فرض كنیم، ما آن یك قطره اقیانوس هم نیستیم. یعنی آن پف روی آب هم نیستیم. میزان استناد اسلام به بنده. این میزانش است. یعنی اگر امام زمان را یك اقیانوس فرض كنیم كه سر و ته ندارد، ـ كه اینها همهاش تخیلات است. اقیانوس چی است؟ اقیانوس بر اساس فهم ماست. امام ملك و ملكوت عالم است. و ملك و ملكوت عالم زائیده نفس امام است. نه اینكه امام مشرف بر ملك و ملكوت است. اشتباه نكنیم! خیال نكنیم امام مشرف است، اطلاع دارد، مدیر است، مدبّر است، فلان است، اونی كه بر ملك و ملكوت اشراف دارد، او جبرائیل و عزرائیل و میكائیل و امثال ذلك و روح القدس و ملائكه مقرب است. آنها اشراف دارند بر همه ملك و ملكوت. در حالی كه ماسوی الله زائیده نفس امام است!
اسلام به من طهرانی قائم است! برو عمهات برات آش دوغ درست كند! درست؟ هان؟! من كیام؟ این حرفها چی است؟ آنهایی كه اسلام به آنها قائم بود، كه آن ائمه بودند، آنها صاف میآمدند و میرفتند و با هزار جور خطر و میان مردم و بعد هم تیر میخوردند و شمشیر میخوردند و بعد هم برایشان سم میفرستادند،
