اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۷۵۰

5
  •  اگر ائمه دروغ می‌گفتند الآن منِ طهرانی از آن امام تبعیت نمی‌كردم. مطلقا. ابدا!

  •  امام حرفش چی است؟ راست! كارش چی است؟ صدق! عملش چی است؟ صدق است! به همه می‌گوید امشب مرا ضربت می‌زنند. امشب مرا می‌كشند. دو روز قبلش هفدهم گفته بود. چند روز قبلش در ماه رمضان گفته بود. زمان پیغمبر، خود پیغمبر گفته بود. كه أنّی بك و أنت تصلی فی المحراب إذ انبعث اشقی الأولین و الاخرین فیضربك ضربتاً علی قرنك، تخضب بها لحیتك. این را كه گفت؟ حضرت فرمود. همه راست. خودش فرمود: ای حسن! چند روز مانده است كه اشقی الأولین و الآخرین بیاید و این محاسن را به خون این سر قرمز كند؟ چند روز مانده؟ یا: چرا نمی‌آید؟ من منتظرم!

  •  ما می‌رویم تمام زمین و آسمان را همه را پر از نمی‌دانم چیز می‌كنیم كه یك خال به بدن مبارك نیفتد! او خودش می‌گوید جلو جلو كه چرا نمی‌آید؟ چه چیزی منع كرده است كه آن شخصی كه بیاید و این عمل را انجام بدهد نمی‌تواند بیاید و نمی‌آید؟ چرا نمی‌آید؟ شبش هم گفت. به دخترش هم گفت كه امشب خلاصه دیگر شب آخر من است، موقعی هم كه ... كه امام حسن و این‌ها می‌خواستند با حضرت بیایند بیرون. با هم خب اگر امشب قرار بر این است اقلا یك دو نفر با شما باشیم. آن موقعی كه لیزر نمی‌زدند فرض كن، همین تیر و تفنگ، تفنگ كه نبود، نیزه بود و شمشیر بود و اینها. اشعه لیزر از یك جا نمی‌زدند كه طرف را سوراخش كنند كه. این وسائل كه نبود.

  •  خب می‌آییم اینجا ببینیم كی است؟ كی است؟ كی می‌خواهد ...؟ حضرت فرمود: مگر شما می‌توانید جلوی تقدیر خدا را بگیرید؟!

  •  ببینید! اینها برای ما اسوه‌اند! امیرالمؤمنین هم می‌توانست استدلال بكند بگوید كه حفظ نظام اسلام واجب است! اون هم می‌توانست بگوید یا نه؟! چرا نگفت؟ چرا نگفت؟ حفظ نظام واجب است اما به دست كی؟ من؟ كی گفته؟ امام زمان پس اینجا چه كاره است؟ چه كاره است او؟ نشسته برای خودش تا زمان ظهور بشود؟ او كه دیگر امام زمان نیست! ائمه ما می‌توانستند بگویند بله حفظ واجب است باید این كار را بكنیم چكار بكنیم همه خلق خدا از اول تا آخر را به صف بكشیم! ها؟ چرا نكردند؟ چون این اسلام دیگر آن اسلام نیست! این اسلام دیگر اسلامی كه پیغمبر آورده نیست. در آن اسلامی كه پیغمبر آورده، او و غیر او همه یكی هستند! مشیت خدا! به حسب عادی انسان هم باید یك كارهایی انجام بدهد. خیلی خب انجام بدهید. همین قدر و لا تلقوا بأیدیكم إلی التهلكه نباشد، همین كافی است دیگر. آنوقت در این مدت حالا یك تیری هم آمد خورد كه خورد! مگر نخورده به همه؟ خب یكی هم به تو بخورد! یكی هم به من بخورد! مگر قرار است نخورد؟ هركس خربزه می‌خورد پای لرزش هم می‌نشیند دیگر! من كه الآن خودم آمده‌ام در اینجا و آمده‌ام برای بحث و درس و امثال ذلك، باید پای نقدش هم بنشینم. این حرفهای من، درسی كه من می‌دهم ممكن است قابل نقد باشد. كتابی كه می‌نویسم قابل نقد باشد. مطلبی كه مطرح می‌كنم قابل نقد باشد. خیلی خب! نقدش هم باید بپذیرم. كسی كه می‌آید از من نقد می كند دیگر نباید فحشش بدهم! آی! بنشین سر جات! حرف دهنت را بفهم! می‌فهمی چی داری می‌گویی؟ با كی داری حرف می‌زنی؟