
جلسه ۷۵۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 24/1/1433
جلسه ۷۵۰
23آنوقت میآیی دفاع میكنی، به خیال خودت او را هم میكوبی، خبر نداری جاسوسهای هارون هم نشستند، تمام مجلس را هم به هارون میروند گزارش میدهند. آنوقت هارون پدر كی را در میآورد؟ همین موسی بن جعفر! كه آمد یواش نگاه كرد دید، گفت زبان این از شصت هزار شمشیر زن، برای من بدتر است. چرا؟ زندان را كی كشید؟ تو كه نه، موسی بن جعفر! در به دری را موسی بن جعفر. او را میآید موسی بن جعفر ... آقا میگوید حرف نزن، نزن دیگر! مگر صاحب نداری؟ خب صاحبت میگوید حرف نزن، اگر از پیش خودت است برو گمشو! برو گمشو! اگر از ناحیه موسی بن جعفر است چی است؟ آنجایی كه میگوید بایست، باید ایستاد. آنجایی كه میگوید بنشین، باید نشست. آنجایی كه میگوید حرف بزن، آنجایی هم كه می گوید نزن، نباید بكنی!
اللهمَّ صلِّ عَلی محمَّد و آلِ مُحمَّد
