
جلسه ۷۵۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 24/1/1433
جلسه ۷۵۰
19بنده بعضی از مطالبی را كه میشنوم: آقا فلانی این كار را كرده، فلان كرده. من تعجب میكنم، خب من كه برداشتهام تذكر دادهام، صحبت كردهام، دیگر دوباره چرا این قضیه تكرار شده؟
بعد معلوم شده طرف شش ماه پیش یك حرفی زده، این حرف شش ماه پیش را الآن دارد به من میزند! ا! احمق! اگر یك كسی یك اشتباهی آن موقع كرده دیگر گذشته تمام شده، چرا الآن داری یك مسئلهای را مطرح میكنی؟ آیا امروز این حرف را زده؟ دیروز این حرف را زده؟ پارسال یك چیزی گفته! اما اگر این قضیه برای خودش اتفاق بیفتد، اگر دیروز اتفاق افتاده: آقا دیروز یك چیزی ما گفتیم!
حالا او شش ماه پیش را میآورد میگوید ... اینها چی است؟ اینها همهاش چی است؟ وساوس شیطان است. تسویلات نفس است. وساوس شیطان است كه كه میآید مطالب را و به نفع مسائل نفسی و برای انسان جلوه میدهد، اسم خدا هم رویش هست! جالب این است كه اسم خدا هم رویش هست! یك صبغه الله هم رویش میزند تا اینكه نگویند فلان است. آن وقت به عنوان چی؟ حمایت از دین! به عنوان حمایت از ائمه! به عنوان حمایت از مكتب! به عنوان حمایت از پیغمبر!
بابا همه افرادی كه در اینجا نشستهاند، همه از شما دلشان برای امام بیشتر میسوزد! تو نمیخواهد دلت برای امام بسوزد. همه اینهایی كه اینجا نشستهاند دلشان برای مكتب اهلبیت بیشتر از تو میسوزد. دل سوختن، به آمدن و جنجال راه انداختن نیست، دل سوختن به تبلیغ علمی و پاسخ علمی و طلبگی دادن است! این را میگویند دل سوختن! حالا یكی آمده یك اشتباهی كرده، یك حرفی زده، بلند میشوند اول و آخرش را یكی میكنند، جد و آبائش را نمیدانم فلان ... خب بلند شو بیا جواب علمی بده! پس این پانزده سال، بیست سال درس را برای چی خواندی؟ برای كِی خواندی؟ برای اینكه بیایی فحش بدهی؟ اینطوری از مكتب اهل بیت دفاع كنی؟ بنده دارم چكار میكنم؟
