
جلسه ۷۵۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 24/1/1433
جلسه ۷۵۰
12یك بنده خدایی میگفت كه، حجامت میكرد. ـ یاد یك قضیهای افتادم. واقعا قضایایی متأثر ـ میگویند فلانی میآید تهران ـ برای من نقل میكرد ـ برویم قم، یكی از این آقایان در قم، حجامتش كنیم. خیلی شخص ثمینی بود گفته بودند كه این باید خون بدهد. و باید حجامت كند. كه یك خورده این خونش تصفیه بشود، خب مرض میگیرد دیگر آدم، همهاش بخواهد بخورد انقدر، خب مریض میشود دیگر. مرض میگیرد. آنوقت بعد میرود لندن معالجهاش كنند! درست شد؟ كشور استعماری! برویم آنجا ما را معالجه كنند. استعمارگران ما را معالجه كنند. استعمارگران! بله، این چیزها را دیگر مردم فهمیدند! مردم این چیزها را دیگر فهمیدند. و باید هم یك روزی میآمد كه میفهمیدند. میبایست یك روزی بیاید، و بیشتر هم خواهند فهمید! بله! آن امام زمان ما، خیلی مظلوم است! باید از این مظلومیت دربیاید. تا از این مظلومیت در نیاید، از ظهور خبری نیست! باید امام زمان ما از مظلومیت بیاید بیرون، آنوقت مردم بفهمند امامشان كی است. و الّا بلند شود بیاید، میگوییم نمیخواهد آقا! ما خودمان همه كار بلدیم!
در همین قم یك نماز جمعهای شركت كردم، در همین قم، آنوقت كه الآن مرده، آن خطیب نماز جمعه میگفت: امام زمان بیاید مگر چه كار میكند؟ همین كارهایی را میكند كه ما میكنیم! خودم با گوش خودم! سمعت بأذنای!
خب انشاءالله شما بر قرار باشید! امام زمان هم برود پی كارش دیگر! برود آن دنیا! برای چی هزار و دویست سال زنده بوده؟ زنده بوده كه بیاید این كارهایی كه ما بكنیم بكند؟ پاشود برود دیگر! برود آن دنیا كه دیگر خیالش راحت باشد! بنده با گوش خودم شنیدم و توی نماز جمعه هم شركت كرده بودم كه این آقا اینطور افاضات میفرمودند! خب حالا باید برود به افاضاتش حساب و كتاب پس بدهد. فعلا رفته آنطرف. باید برود حسابش را پس بدهد. هرچیزی آدم نمیتواند از دهانش دربیاورد. پا روی دم شیر ما نمیتوانیم بگذاریم. پا روی دم شیر نمیتوانیم بگذاریم! بابایمان را خدا میدهد دستمان. با هركس شوخی؟ با ناموس تشیع: امامت، شوخی نمیشود كرد! آنهایی كه با امامت دارند ور میروند، بدانند كه پا روی دم شیر گذاشتهاند. حواسشان جمع باشد. درست؟ پا روی دم شیر نمیتوان گذاشت. خدا نسبت به این مسئله غیرت دارد.
