
جلسه ۷۵۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 24/1/1433
جلسه ۷۵۰
9ـ نه، یابن عم بیشتر بخور!
حضرت فرمودند: به همین دو سه تا حاجت تو برآورده شد. خداحافظ! به همین دو سه تا!
این امام ما نیست؟ مگر دین به این پیوند ندارد؟ مگر دین به این بستگی ندارد؟ مگر ندارد؟ خب چرا دارد این كار را میكند؟! چرا شیعیان را نشوراند؟ چرا نگفت بیایید دور خانه من بایستید از من محافظت كنید؟ چرا؟ مشیت خدا را دارد انجام میدهد! دارد تقدیر خدا را انجام میدهد! تقدیر خدا این است كه این امام معصوم الآن توسط این انگور، به واسطه این ملعون چی بشوند؟ از این دنیا بروند. این میشود چی؟ این میشود اسلامی كه به ما یاد دادهاند. این، این است. بله، هزار جور دیگر اسلام هم داریم. اسلامِ سلاطین داریم. اسلام خلفاء داریم، اسلام باتوا علی قلل الأجبال تحرسهم، داریم. اینها هم اسلام است. بله؟ متوكل رفته بود اوه! در چه دم و دستگاهی! دیروز گفتم. اینهمه برای خودش بر میدارد چه میكند. بروید، دستگاه بیاورید، ـ دستگاه نه آن دستگاه ـ نمیدانم شمشیر را بیاورید ـ همین استها! هیچ تفاوتی نمیكند. ـ بروید آن شمشیر را بیاورید. بهترین راه استفاده از این شمشیر چی است؟ این كه یك نفر بیاید بایستد بالای سر ما محافظت بكند، هركه آمد بپرد، كلهاش را بزند. خدا هم میگوید: خیلی خب! اینها همه چیزهای چی است؟ تخیلاتت است. توهماتت است. خیالاتت است. ما هم یك چیزهایی داریم. حالا مال ما را ببین. تو هركاری بكنی ویروس را میبینی، میكروب را میبینی؟ اشعه را میبینی؟ هان؟ میبینی یا نمیبینی؟ واسه اون چكار میكنی؟
جدّاً آدم گاهی اوقات، عجیبهها! طرف سالمِ سالمِ سالم سالم، یكدفعه تپ! قلبش میایستد. ا!
یك موردی اتفاق افتاده بود در یكی از قوم و خویشهای ما. چندی پیش بود، دو سه سال پیش. رفته بوده دو سه روز قبلش نمیدانم اكو كرده بوده، سونوگرافی، اكو، عكس و مكس و از این چیزها. حتی خیلی دقیق، خیلی دقیق، همین اسكن و فلان و این چیزها. گفته بودند كه این ـ سی و پنج، چهل سالش بود ـ قلبش مثل یك قلب بچه هجده ساله است. رگهاش مثل اوست. اصلا نه گرفتگی دارد و اصلا تعجب كرده بودند! تعجب كرده بودند كه آدم چهل ساله بالاخره یك مقداری پلاكتی فلانی، یك مقداری رگهاش ... این عین یك دانه ... گفتند چكار كردی؟ غذایت چی بوده؟ فلان ...
