
جلسه ۷۵۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 24/1/1433
جلسه ۷۵۰
4اینها ماندگار نیست! اینها متاع الحیاه الدنیاست. همان یكی دو روز اول به یك حیات دنیا. از این برنامه، خدا بیرون نمیآید. از این عمل، نور حاصل نمیشود. بقاء از این عمل پیدا نمیشود. توجه كردید؟ حیات، از این عمل پیدا نمیشود. این عمل، عملِ شیطان است. شیطان هم كارش چی است؟ روزمرهاست. امروز این كار را بكنیم، اغوا بكنیم و كلاه را بگذاریم سر این. این كار را بكنیم، امروز. فردا برای فردا. هان! آن كسی كه كارش صادق است نگاه به امروز نمیكند، نگاه به ابدیت میكند! من باید كاری بكنم كه بعد از پنجاه سال دیگر، صد سال دیگر، هزار سال دیگر، آمدند در كار من قضاوت كردند، بگویند آفرین! من هزار سال دیگر مردهامها! پوسیدهام! خاك شدهام. خواب شدهام ولی عمل من در اینجا ماند. بعد از هزار و چهارصد سال یك طهرانی میآید و میگوید یك أمیرالمؤمنین این كار را انجام داد؛ پس من هم باید این كار را بكنم. این میشود چی؟ عمل ماندگار. چرا من الآن سیره و اسوه خود را مطالب دیگران و اینها قرار دادهام؟ چون عمل آنها ماندگار است. و چرا افراد دیگر قرار ندادهام؟ چون آنها عملشان روزمره بوده و هست. روز مره! امروز این كار را بكنیم فعلا پیش ببریم، تا فردا خدا بزرگ است یك كلك دیگر سوار میكنیم. امروز این كار را بكنیم فعلا بر حریف غلبه بكنیم، حالا یك دروغی بگوییم، دروغ هم كه دیگر نمره نمیاندازد. ها؟! مثل ماشینهایی بود كه میپیچاندنش در زمان سابق، زمان شاه، یك چیزهایی را میپیچاندند، كیلومتر شمار هی میانداخت، شماره میانداخت، یك قران دو هزار! آن كه نمره نمیاندازد. ها؟ فعلا یك جور ... خب تو كه الآن داری این دروغ را میگویی، این دروغ كه همیشه در این كوزه نمیماند. این دروغ كه همیشه در این صندوق نمیماند. اگر این درِ صندوق باز شد و دروغ تو هویدا شد چه خواهی كرد؟! امام، یك دروغ تا به حال نگفته. ائمهها! ائمه ما، یك دروغ تا به حال نگفتهاند. كه طرف بیاید بگوید ها نه آقا ما بودیم آنجا من دیدم، اصلا قضیه اینطوری بود من دیدم دارند به من اینطوری میگویند.
