
جلسه ۷۵۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 24/1/1433
جلسه ۷۵۰
17دارم به طرف میگویم كه آقا فلان مسئله انجام نشود، فلان قضیه نشود،
ـ ا؟ چرا؟ ا چرا؟!
ا چی ندارد! مگر شما خودت نمیگویی آقا مخلص شماییم؟ این آقا كه داری میگویی مخلص شماییم، دارد میگوید این كار را نكن. دیگر قار و قورّت دیگر چی چی است؟ دیگر داد و بیدادت چی است؟ اگر كه قار و قور میكنی، دیگر نگو مخلص شماییم! برو هركار دلت میخواهد بكن. شما تا الآن این كار را بكن، بسیار خب. حالا از این دفعه نكن. حالا دیگر چرا داد میزنی؟ داد زدنت چی است؟ اس ام اس فرستادنت چی است؟ جو را شلوغ و به هم ریختنت چی است؟ فكر كردی ما نمیفهمیم؟ تو كه بابا سهل است، هزار تا مثل تو را هم تجربهاش را كردیم. هركی برود كار خودش را انجام بدهد. پس دیگر چه دلیلی دارد ... چه دلیلی داریم؟ حالا یا بنده اشتباه میكنم یا نمیكنم. آقا شما تا اینجا این كار را كردی، بسیار خب حالا برو كارهای دیگر را انجام بده. خیلی خب. تمام شد و رفت. اینجاست كه ما باید خودمان را درست كنیم، و تا یك همچنین موقعیتهایی پیش نیامده، آدم درست نمیشود! آدم نمیفهمد كه این درون چی دارد میگذرد.
ما هم همین چیزها را در زمان مرحوم آقا داشتیمها! مثلا به ما یك چیزی میگفتند، بعد یك دفعه می گفتند نه، فلانی برود!
ما تعجب میكردیم، ا! خب ما داریم انجام میدهیم دیگر! یك چیزیمان میشد! چرا آقا مثلا دادند به كس دیگر؟
بعد من با خودم این فكر را میكردم، میگفتم ما بر حسب بر راستای اطاعت او رفتیم این كار را بكنیم یا از سر خودمان؟ اگر از سر خودمان است چشممان در بیاید! اگر در راستای او است، او میگوید الآن دیگر نكن. خب بهتر، الآن برداشته. این كه بهتر است. حالا مسئولیت را از آدم بگیرند، آدم باید فوقش خوشحال بشود؟ این كه بهتر است! دیگر به عهده آدم نیست. درست؟ تازه آدم باید استقبال هم بكند. رو این حساب آدم باید همیشه خودش را ارزیابی كند. تا چقدر به آن صدق متعهد و پایبند است؟ تا چقدر؟ مطالبی را گفتم، البته این یكی اش بود. امروز هم میخواستیم بحث را شروع كنیم، اما این صحبت پیش آمد، دیگر ادامه ندادیم. تا چقدر انسان به آن صدق پایبند است؟ تا چقدر؟ اگر دید نه، واقعا برایش فرقی نمیكند، یا اگر هم فرق نكند ـ نه این كه فرق نكند ـ من خلاصه تحمیل تكلیف ما لا یطاق كه نمیتوانم بكنم. شاید خود من هم همینطور باشم: یك چیزیمان بشود. نه، ولی نه اینكه دیگر داد و بیداد در بیاوریم. یك چیزیمان بشود و در خودمان نگه داریم و خدا درستش كند.
