
جلسه ۷۵۰
فصل(9) في تحقيق الصور و المثل الأفلاطونية خارج از درس 24/1/1433
جلسه ۷۵۰
1اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
ای كاش میگفت خورشید را هم و عقب بكشند! ساعتها میآید عقب ولی خورشید سر جایش است. معلوم است ما در كار خدا و تكوین نمیتوانیم دخالت كنیم. در كارهای خودمان و خلق خدا چرا. بگیر، برو، ببند، بگیر، بیا، من، من. ولی در كار خدا نمیشود. خدا آنجا نشسته یا ایستاده، فرق نمیكند. برای خدا نشستن و ایستادن یكی است. دارد كار خودش را انجام می دهد. امروز صبح بلند میشویم میخواهیم بیاییم میبینیم هوا تاریك است هنوز. بله ولی او كار خودش را انجام میدهد. ما خیال میكنیم در كار و در اراده خدا میتوانیم تصرف كنیم. و او را كم و زیاد كنیم. و به میل و دلخواه خود آن اراده و خواست را تغییر بدهیم. عجیب اینجاست كه نفس میآید و برای خودش محمل الهی هم درست میكندها! بنده خودم را عرض میكنم. به كسی كاری نداریم. یه وقتی حواس جایی نرود. بنده خودم را میگویم. خیال میكنیم این مسئله مسئله صدقی هست. راست است. و بر آن اساس هم میآییم و احتجاج میكنیم. از اینطرف و آنطرف شواهد میآوریم. مثال میآوریم. و موقعیت و دستورات خود را بر آن شواهد منطبق میكنیم. مثلًا میگوییم الآن حرف من مثل حرف فلان شخص است. الآن عمل من مثل زمان فلان شخص است. الآن اوضاع من، محیط من، مثل محیط و اوضاع فلان مورد است. در آن موقع اینطور بوده، الآن هم همین است. پس این مثل آن است. پس من مثل اون هستم! پس حرف من مثل آن است. ببینید! این نفس چقدر قشنگ میآید و این مسئله را جلو میبرد. در كارهای شخصیها! در كارهای شخصی در ارتباطات خودمان. در مسائل خودمان یك همچنین مسائلی را میآییم در نظر میگیریم. غافل از اینكه همه اینها برخاسته از نفس ماست! همه اینها برخاسته از انانیت ماست! و برخاسته از خود محوری ماست. و برخاسته از آن حیثیت ارتكازی ماست!
