اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فناء ذاتی» و نسبت آن با «عین ثابت» در حکمت و عرفان می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت و فناء آغاز شده و با استناد به آیات قرآن، به‌ویژه آیه تجلی بر کوه، نشان داده می‌شود که فناء به معنای نابودی هویت خارجی نیست، بلکه به معنای انکشاف حقیقت ولایی و برداشته شدن حدود ماهوی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی فناء در فعل و صفت تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه موجودات در عین دارا بودن هویت و فعل مستقل، در اراده و مشیت الهی فانی هستند. این جلسه با تأکید بر اینکه فلسفه راهی برای پرده‌برداری از حقایق عرفانی است، به این نتیجه می‌رسد که فناء نه یک امر اعتباری، بلکه یک حقیقت شهودی است که در تمام مراتب وجود جاری است.

حقیقت فناء ذاتی و تجلیات الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فناء ذاتی» و نسبت آن با «عین ثابت» در حکمت و عرفان می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت و فناء آغاز شده و با استناد به آیات قرآن، به‌ویژه آیه تجلی بر کوه، نشان داده می‌شود که فناء به معنای نابودی هویت خارجی نیست، بلکه به معنای انکشاف حقیقت ولایی و برداشته شدن حدود ماهوی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی فناء در فعل و صفت تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه موجودات در عین دارا بودن هویت و فعل مستقل، در اراده و مشیت الهی فانی هستند. این جلسه با تأکید بر اینکه فلسفه راهی برای پرده‌برداری از حقایق عرفانی است، به این نتیجه می‌رسد که فناء نه یک امر اعتباری، بلکه یک حقیقت شهودی است که در تمام مراتب وجود جاری است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت فناء ذاتی و تجلیات الهی

5
  • فناء عبارت از برداشتن حدود و ماهیات است الآن فرض کنید جلوى شما یک چایى تلخ و داغ هست، از این‌طرف هم یک حبّۀ قند در اینجا گذاشته‌اید، چه موقع این حبّۀ قند فانى مى‌شود؟! الآن هم چایى براى خودش یک هویت دارد مى‌خواهید بخورید مى‌بینید لبتان را مى‌سوزاند، تلخ است و عادتى به چایى تلخ ندارید و باید شیرین کنید. از آن‌طرف قند در اینجا داراى یک هویت خارجى است، سفید است، مکعب است، داراى وزن است، دو گرم، سه گرم، چند گرم وزن این قند است و این استقلال دارد. این فناء وقتى براى این قند حاصل مى‌شود که این را شما بردارید و بعد در [داخل استکان چای] بیندازید، تازه در اینجا هم فناء اصلى نیست زیرا که حقیقت خود را به شکل دیگرى حفظ کرده و چایى شیرین شده است بحث فناء این است که حتى وقتى شما قند را در این استکان چایى بریزید شیرینى هم باقى نماند آن‌وقت این فناء واقعى تحقق پیدا کرده است حتى شما یک قطره آب را هم که به این چایى اضافه کنید باز در اینجا آن فناء انجام نشده چون این چایى به‌اضافۀ قطرۀ آب شده است درحالی‌که بحث ما در فناء این است که هیچ اثرى از آن شیء محدود در اینجا باقى نماند!

  • ماهیت؛ همان نفس الوجود

  • بنابراین اشکال در واقع به ‌حال خودش باقى است. بنده در همان مباحث قبلى اشاره هم کرده‌ام. در آن عینیت ماهیت با وجود ـ اگر درنظر رفقا باشد ـ چون بحث ما در مورد ماهیت، با تعریفى که سایر افراد مى‌کنند تفاوت داشت؛ سایر افراد ماهیت را امر عدمى و حقیقت را اختصاص به وجود مى‌دانند ولیکن عرض بنده این بود که ماهیت عین الوجود است، نه‌اینکه امر عدمى است! امر عدمى یعنى نیست، الآن بعضى‌ها در اینجا نیستند، نمى‌توانیم بگوییم که هستند و وجودشان نیست ولى ماهیتشان هست! ماهیت چیزى نیست که باشد یا نباشد. بعضى‌ها نیستند و وقتى نیستند، نیستند دیگر، حالا صحبت از حضورشان در آنجا و اینجا دیگر معنا ندارد. شخص وقتى که آمد حالا هست و نیست دیگر معنا ندارد. ماهیت چه چیزی است که در عین اینکه آثارى را براى او اثبات مى‌کنید، درعین‌حال امر عدمى مى‌گویید! اینکه نمى‌شود کوسه و ریش‌پهن که دیگر در اینجا نداریم.

/ 380