اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فناء ذاتی» و نسبت آن با «عین ثابت» در حکمت و عرفان می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت و فناء آغاز شده و با استناد به آیات قرآن، به‌ویژه آیه تجلی بر کوه، نشان داده می‌شود که فناء به معنای نابودی هویت خارجی نیست، بلکه به معنای انکشاف حقیقت ولایی و برداشته شدن حدود ماهوی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی فناء در فعل و صفت تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه موجودات در عین دارا بودن هویت و فعل مستقل، در اراده و مشیت الهی فانی هستند. این جلسه با تأکید بر اینکه فلسفه راهی برای پرده‌برداری از حقایق عرفانی است، به این نتیجه می‌رسد که فناء نه یک امر اعتباری، بلکه یک حقیقت شهودی است که در تمام مراتب وجود جاری است.

حقیقت فناء ذاتی و تجلیات الهی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «فناء ذاتی» و نسبت آن با «عین ثابت» در حکمت و عرفان می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره ماهیت و فناء آغاز شده و با استناد به آیات قرآن، به‌ویژه آیه تجلی بر کوه، نشان داده می‌شود که فناء به معنای نابودی هویت خارجی نیست، بلکه به معنای انکشاف حقیقت ولایی و برداشته شدن حدود ماهوی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی فناء در فعل و صفت تبیین می‌گردد تا روشن شود که چگونه موجودات در عین دارا بودن هویت و فعل مستقل، در اراده و مشیت الهی فانی هستند. این جلسه با تأکید بر اینکه فلسفه راهی برای پرده‌برداری از حقایق عرفانی است، به این نتیجه می‌رسد که فناء نه یک امر اعتباری، بلکه یک حقیقت شهودی است که در تمام مراتب وجود جاری است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت فناء ذاتی و تجلیات الهی

4
  • علم فلسفه موجب پرده‌بردارى و انکشاف حقایق خارجى

  • در جاى دیگر هم همان‌طورى‌که بنده عرض کردم هیچ مسئلۀ قابلِ اثبات عرفان نظرى نیست الاّ اینکه در فلسفه مى‌توان براى او دلیل پیدا کرد و اینکه مى‌گویند: فلسفه نمى‌تواند راه به مسائل عرفان ببرد به نظر بنده قابل قبول نیست! فلسفه حقیقت و واقعیتى جز پرده‌بردارى و انکشاف حقایق خارجى ندارد و آن حقیقت خارجى قابل تغییر و تبدل نیست که در یک مرتبه بتوان با مبانى عرفان نظرى و شهود آن را به اثبات رساند و در همان مرتبۀ دیگر با مسائل و مبانى‌ عقلانى نتوان آن را به منصۀ ظهور رساند. نه، اگر از واقعیت خارجى بدون جهتِ اعتبار صحبت مى‌شود، فلسفه در آنجا راه دارد و اگر مبحث، مبحثِ اعتبار است که اصلاً نه عرفان و نه مبانى حکمت در آنجا نمى‌توانند اظهارنظری کنند و بحث به عالم اعتبارات مى‌رود.

  • صحبت در اینجا این است: کسى که قائل به فناء هست باید فناء در همۀ مراتب را قائل باشد؛ فناء در فعل و فناء در صفت و فناء در اسم که همان جنبۀ ذات آن قضیه است یااینکه حالا ما به یک عبارت فناء در اسم را باز از فناء در ذات برایش یک افتراقى قائل بشویم. این خیلى چیز نیست و قلیل الجدویٰ در این مسئله است.

  • علیٰ‌کلِّ‌حال در قضیۀ فناء در فعل یا فناء در اسم که قابل قبول براى همۀ اعاظم و بزرگان هست در آنجا مبحث هم به این کیفیت و اشکال قابل طرح است که اگر شما فعل را یک فعل معدوم مى‌دانید و بعد قائل به فناء هستید پس چیزى در اینجا فانى نشده که بخواهید درباره‌اش بحث از فناء و عدم فناء بکنید.

  • فناء عبارت از برداشتن حدود و ماهیات

  • اگر براى شیء یک هویت خارجى قائل هستید که عبارت از فعل باشد، چگونه با وجود حفظ حدودِ آن هویت خارجى، قائل به فناء هستید؟!

/ 380